نگاهی به مراسم تدفین خانم مرضیه توسط فرقه رجوی و سخنرانی هادی خرسندی دراردوگاه اوورسورواز

(راستی چرا مراسم چنین سوت و کور بود؟)


ژنرال حبوش: شما آزمایش خود را در سرکوب شورش اکراد در سال 91 پس دادید
(لینک به فایل ویدئویی - 4 مگا بایت)

الف .مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، بیست و نهم اکتبر 2010
http://www.banafsheh707.blogfa.com/

مراسم بخاک سپاری خانم مرضیه درتاریخ 2010/10 /18 توسط جمعی حدود 150 نفر ازعضا وهواداران

ومواجب بگیران وچماقداران وماموران امنیتی این فرقه منفور درگورستان دهکده اوورسورواز برگزارگردید.

همانگونه که انتظار می رفت دراین مراسم هیچ یک ازهنرمندان _ اعضای خانواده دوستداران این هنرمند قدیمی شرکت نکردند واین درحالی بود که دستگاه تبلیغی این فرقه مدت 5 روز جنازه این خواننده را درسردخانه بیمارستان نگاهداری نمود تا شاید بتواند دوستداران وخانواده مرضیه را جهت سو استفاده به این مراسم تبلیغی بکشاند.

بنابر گزارش منابع مستقل وفیلم های انتشاریافته از خیل هنرمندان وشخصیت های ایرانی ودوستداران مرضیه تنها آقای رضا دقتی واز جمع خانواده مرضیه تنها جانان خرم ( نوه جوان این هنرمند) و هادی خرسندی (طنزپرداز مشهور) دراین مراسم شرکت نموده بودند.

براستی چرا بزرگداشت این خواننده بزرگ وشایسته درچنین مراسمی سوت وکور وبی رونقی برگزارشد؟

دلیل چنین عدم استقبالی البته ازسوی خیل دوستداران این هنرمند کاملا روشن وقابل توجیه است _ پیوستن مرضیه از سال 1373 به گروه منفور تروریستی رجوی باعث شد تا این خواننده بزرگ ازیک هنرمند مردمی به یک خواننده گروهی وطرفدار وپشتیبان یک گروه تروریستی مبدل گردد _ فرقه رجوی سالها از این هنرمند بعنوان یک ملک شخصی وغنیمت جنگی بهره برداری نمود _ اورا به عراق برد بردست های ظریف او اسلحه داد و اورا وادار کرد تا برروی تانکهای اهدایی ارباب این فرقه ودشمن دیرین لباس نظامی بپوشد و ترانه جنگی بخواند!

زنده یاد مرضیه بااین اشتباه خود مورد انتقاد فراوان از جانب دوستداران و شخصیت های هنری قرار گرفت _ گرچه مرضیه درسالهای آخر عمر خویش و پس از فرار از اسارتگاه اشرف رسما طوق بردگی این فرقه را از گردن خود باز نمود ولیکن انجام چنین بازگشتی دیر شده بود وآبی بود ریخته برزمین که جمع کردن آن غیرممکن بود _ اگر جمع آوری مدارک و فیلم وعکس از لحظات خصوصی این هنرمند وتهدیدات وخط ونشان کشی های سران فرقه رجوی را درکنار هم قراردهیم بخوبی درخواهیم یافت که چرا این هنرمند محصور دریک تشکیلات مافیایی درسال های آخر زندگی خویش هرگزفرصت نیافت تا همان راهی را طی کند که خواننده شایسته زنده یاد خانم الاهه طی کرد وضمن پذیرش اشتباه خود از این فرقه جدا شد _ اشتباه خود را پذیرفت وبه آغوش مردم وبه دیار خود بازگشت وودرهمان خاک میهن خویش به درود حیات گفت........... یاد هردوی این خوانندگان شایسته گرامی باد

نگاهی به دیدگاه های آقای هادی خرسندی درباره فرقه منفور وتروریستی رجوی....

گرچه نمی توان به روشنی ادعا کرد که این طنز پرداز بزرگ نوعی علاقه ووابستگی هرچندکم رنگ به این گروه منفور دارد ولی از برخی اعمال _ رفتار وگفتار نامبرده ونگاهی به سیر ظنزهای شیرین ایشان طبعا می توان به این نتیجه رسید که ایشان در نگرش نسبت به اعمال ورفتار این فرقه مخوف برای خود خط قرمز ترسیم نموده وسعی می کند دست کم در تلاش های هنری خود از کنار هزاران زمینه طنز درمورد این فرقه چشم پوشی کند واین درحالی است که کوچکترین رفتار دولتمردان ایران وشخصیت های منتقد وهنرمندان از چشم ریز بین این منتقد وطنز پرداز ایرانی به دور نمی ماند........!.

حال چرا این هنرمند فاصله خود را پرداختن به به زمینه های طنز درباره این گروه منفور رعایت می کند جای بررسی وکندوکاو دارد _ بنده بعنوان یک دوستدار خرسندی دوسال پیش طی نامه ای ضمن انتقاد از ایشان دراین مورد یاد آوری نمودم که سران این فرقه دراوج درماندگی وانزوا وفروپاشی به دنبال طعمه هایی هستند تا با سو استفاده از آنها به مطرودیت و منفوریت خود رنگ وجلا بزنند

بنده معتقدم آقای خرسندی نه عضو وطرفدار این فرقه است ونه از اینها کمک مالی می گیرد و نه دچار نوعی فرتوتگی ذهنی وفراموشی شده است... مشکل آقای خرسندی همان کلمه ایست که درفرهنگ ایرانیان بدان نمک گیرشدن می گویند _ فرقه رجوی درراه تله گذاشتن برای ایشان سنگ تمام گذاشته _ سالن های نمایش ایشان را پر می کند _ درسایت ایشان حضور دائمی دارند و دائم درحال گذاشتن هندوانه زیر بغل ایشان می باشند _ نوشته های انتقادی ایشان درباره هنرمندان مستقل را منتشر نموده وبرای ایشان دائم درحال دست زدن وهورا کشیدن هستند

البته آقای خرسندی هشیاررترازاین هاست که دستگاه تبلیغی فرقه تصور می نمایند و بعید است که بگونه ای آنها تصور می کنند بتوانند نامبرده را بگونه ای کلی محصور نموده ودرتور تبلیغی خود اسیر نمایند .

آقای خرسندی هم خود از شگردهای این فرقه آگاه است وبه این به به وچه چه های تصنعی دلخوش نمی کند _ آقای خرسندی هرگاه به هر دلیلی نوعی به اینها نزدیک می شود نگران واکنش رفتار خود درمیان ایرانیان است و با دقت توجه می کند که بازخورد جملات وکلمات وگفتار خود درمیان ایرانیان تاچه حد به شخصیت مستقل ایشان لطمه وارد می نماید...... واین از تیزهوشی ایشان است گرچه از نظر من بعنوان یک دوستدار ایشان اصولا هرنوع نزدیکی این هنر مند با این کشتی به گل نشستگان مضر وزیانبار است وبه ایشان لطمه وارد می کند.

نگاهی به چند نکته درسخنرانی کوتاه آقای خرسندی درپایگاه تروریستی اوورسورواز درمراسم خانم مرضیه

1- هادی خرسندی : جانان عزیز درسرخاک گفت که من دراین مراسم چیزی بگم......

چنین شروعی نشان می دهد که آقای خرسندی هیچ برنامه ای برای سخنرانی از پیش مشخص شده طبق الگوی فرقه رجوی نداشته و این سخنرانی را به درخواست واصرار " جانان خرم " انجام داده است _ ترس وسراسیمگی ودلواپسی مریم قاجار وخدمه وحشمه او دراین سالن بخوبی این حقیقت را نشان می دهد.

2- مقایسه زنده یاد هدایت با خانم مرضیه توسط آقای خرسندی هیچ ربط وزمینه ونزدیکی وقرینه ای باهم ندارد و بهم نمی چسبد _ صادق هدایت یک نویسنده بزرگ وصاحب سبک ومستقل بوده وخانم مرضیه یک خواننده شایسته و باسواد هنری ولی غیر مستقل ووابسته به یک فرقه منفور تروریستی _ چنین مقایسه ای بسیارخنده دار است و طبعا باید آنرا درزمره طنزهای هادی خرسندی منظور نمود.

3- آقای خرسندی از قول طرفداران نامشخص وجعلی خانم مرضیه ( سران فرقه رجوی ) ادعا می کند که " خوانندگی کم ترین هنر مرضیه بوده است ! _ برزبان جاری شدن چنین ادعای مسخره ونادرستی از زبان آقای خرسندی درواقع نوعی تبلیغ برای این فرقه منفور تروریستی وتکرار بیهوده گی های این فرقه درباره مرضیه می باشد زیرا آنچه مرضیه را بعنوان یک هنرمند برجسته نموده است هنر خوانندگی و صدای گرم وسواد هنری ایشان بوده است........... وگرنه پیوستن ایشان در69 سالگی به فرقه رجوی نه تنها بر شان منزلت ایشان نیافزوده بعنوان یک نقطه سیاه وفراموش ناشدنی برای همیشه درپرونده زندگی ایشان ثبت شده است .

4- آقای خرسندی درفراز دیگری می گوید: همتای این دوهنرند را درایران هم نداریم چه برسد درخاک فرانسه!

طبعا چنین ادعایی از جانب آقای خرسندی بی پایه واساس است و ما درتاریخ خود هنرمندان شایسته وشایسته تر دیگری هم در درون مرز وهم بیرون آن داشته وهم اکنون نیز داریم _ لذا با توجه به بند دوم بالا که مقایسه ای نادرست است _ حتما میزان سنجش آقای خرسندی درتعریف بزرگی وشایستگی هنرمندان پیوستن آنها به فرقه رجوی بوده است ! که چنین ادعایی از جانب ایشان راهم باید نوعی طنز وشوخی بحساب آورد.

5- هادی خرسندی : من مرضیه را تحسین می کنم بخاطر کاربزرگی که درهفتاد سالگی کرد!

جناب خرسندی دراین فراز ازسخنان خود با اعلام اینکه " من جزوهیچ گروه سیاسی نیستم" ضمن اینکه سعی می کند فاصله خود بااین فرقه را حفظ کند _مرضیه را بخاطرپیوستن درسن 70 سالگی به یک گروه سیاسی تحسین می کند! درپاسخ به چنین تعریفی باید گفت اولا گروه رجوی ونام های مستعار آن یک جریان سیاسی نیست ویک فرقه مذهبی _ تروریستی است _ وکم تر می توان باور کرد که جناب خرسندی با این همه اطلاعات موجود درباره این گروه هنوز از این واقعیت آگاه نباشید _ مگر اینکه باور کنیم که ایشان همه دانش و اگاهی خود درباره این فرقه را از منابع دروغزن همین فرقه وعواملی که به شما اطلاع نادرست وجعلی می دهند کسب کرده باشید _ ودوما خانم مرضیه برخلاف آگاهی محدود ویکجانبه آقای خرسندی چون سواد سیاسی نداشت به تور این فرقه افتاد که البته بااینکه ایشان خبردارند که مرضیه ازسال 2004 از این فرقه جدا گردید _ ولی هم صدا با دستگاه تبلیغی فرقه رجوی این حقیقت را انکار می کنند _

آقای خرسندی کافی است که دراینترنت به دنبال سخنان مرضیه وعکس های او دردوره فرقه زدگی بگردید _ چیزی نخواهید یافت زیرا دستگاه تبلیغی این فرقه پس از جدایی مرضیه کلیه عقاید ونظرات وعکس های خانم مرضیه دردوران فرقه زدگی را از منابع وسایت های خود حذف نمودند _ بنابراین برخلاف تصورشما مرضیه سالها پیش از خواب غفلت بیدار شد و پیوندهای خودرا از این فرقه گسست و طبعا ازاین دوران زندگی خود رضایتی نداشت زیرا نتیجه چند سال غفلت وفریب خوردگی ایشان نتیجه ای جز سقوط محبوبیت همگانی وانزوا وگوشه گیری و طرد شدن از جانب نزدیکان وخانواده برایش دربرنداشت........ بنابراین بعکس نظر شماتصمیم مرضیه درسن 70 سالگی جهت نزدیکی به یک فرقه تبهکار ومنفور یک تصمیم عاقلانه وحساب شده از سر تعقل نبود و تنها می توان آنرا یک اقدام سطحی _ احساسی به حساب آورد...........

6- هادی خرسندی : ازشهر اربیل تا اشرف ! فاصله ای نیست _ دلکش را جمهوری اسلامی درو دنیا چرخانید!

هادی خرسندی دراین بخش از سخنان خود اشتباه مرضیه درسفربه پایگاه تروریستی اشرف درعراق وخوانندگی این هنرمند برروی تانک های اهدایی ارباب سابق فرقه رجوی یعنی صدام را مورد قدردانی قرار داده و کنسرت های خواندگان مستقل درکشورهای دیگر را به باد انتقاد می گیرد! البته گرچه نمی توان این پراکنده گویی خرسندی را تفسیر نمود ولیکن آنچه مسلم است خرسندی به اشتباه این عمل نادرست مرضیه را نقطه مثبت در زندگی این هنرمند محسوب می کند !_ ودراین راستا تا آنجا پیش می رود وبه درغگویی متوسل می گردد که دو سفر خانم دلکش به خارج ازایران دراواخر عمرش را کار جمهوری اسلامی تلقی می نماید! البته این اولین بار نیست که خرسندی درهماهنگی با دروغزنی های فرقه رجوی به هنرمندان مستقل بی مهابا می تازد _ قبلا نیر نامبرده در یک نوشته توهین آمیر به زنده یاد خانم الاهه نیز تاخته و از ایشان انتقاد کرده که چرا نامبرده از این فرقه منفور وضد ایرانی گسسته و جدا گردیده است......... چنین برخوردهایی نادرستی از جانب خرسندی نشان می دهد که ملاک های ایشان درارزیابی نوع فعالیت هنرمندان کاملا منطبق بر نگرش سران فرقه تروریستی ومزدور رجوی است و با میزان سنجش آنها تنظیم می گردد.......


جنازه مرضیه خواننده" گلها"...بردوش "تروریست ها " راستی جای افراد خانواده مرضیه درمراسم تدفین چرا خالی بود؟........

جناب خرسندی این گونه توهین ها وتهمت های شما به هنرمندان وشخصیت های مستقل هیچ گونه لطمه ای به آنها نمی رساند وتنها این ضن رادردیگران قوی تر می کند که شما گهگاهی دانسته ویا نادانسته ازقالب یک هنرمند مستقل خارج شده ودرحوالی محل اقامت یک گروه منفور ومتعفن مذهبی _ تروریستی چادر برپا می کنید!

که صدالبته این نوع دلداری های شما هیچ کمکی به سقوط وفروپاشی کامل این جنایتکاران نخواهد کرد _ سعی کنید سرمایه هنری خودرا جایی هزینه کنید که سود آور باشد نه اینکه آنرا جایی گروگزارید که باعث ورشکستگی و سرشکستگی شما گردد........ فرقه تروریستی رجوی یک دیوار ترک خورده ودرحال فروریزی است مراقب باشید

ودرنهایت آقای خرسندی که باسابقه قبلی خوب می داند که تکرارسخنرانی او درپایگاه تروریستی فرقه رجوی هرچه بیشتر به شخصیت فردی ایشان ضربه وارد می نماید دریک پیش بینی ادعا می کند که بخاطر این سخنرانی مورد توهین قرار خواهد گرفت !_ که البته کلمه توهین راباید نقد افراد مستقل به این عمل آقای خرسندی تعریف نمود

آقای خرسندی ....... سعی کنید مغلطه نکنید تا اصل ماجرا را لوث نمائید _ واقعیت اینست که پای شما به دستگاه تروریستی رجوی وقرارگاه این فرقه درفرانسه باز شده است و این فرقه درحال تلاشی دراین شرایط دشوار نیاز دارد که با سواستفاده از افرادی چون شما برای خود اگرچه به مقدار اندک نیز خوراک تبلیغی تهیه کند ومتاسفانه شما به درخواست والتماس های این شیادان پاسخ مثبت می دهید _ دلیل شما برای اینگونه دلداری ها ا نمی دانم ولی توجه کنید ازهزاران تن از دوستان ودوستداران وحتی اعضای خانواده مرضیه هیج کس حاظر نشد باشرکت دراین مراسم تبلیغی شرکت نماید.......

سئوال من از ما اینست : جناب خرسندی آیا شما مرضیه را بیشتر از فرزندش آقای احمد امینی دوست دارید ومی شناسید؟........ آیا از خود سئوال نمی کنید چرا ایشان ودیگ بستگان مرضیه دراین مراسم شرکت نکردند؟

آیا برای شما جای تعجب وسئوال نیست که از بین صدها هزار تن از دوستان ودوستداران مرضیه هیچ کس دراین مراسم شرکت نکرد؟

آیا شما فکر می کنید تنها شماهستید که مرضیه را از سالیان دور می شناخته وبه ایشان ارادت داشته اید؟

نخیر جناب خرسندی چنین نیست _ شما تنها یکی از هزاران دوستدار مرضیه هستید وهیچ امتیازی هم بردیگران ندارید _ مرضیه متعلق یه تمامی دوستدارانش بود _ گرچه او باپیوستن به یک گروه منفور تروریستی راه خود را از درکنار مردم بودن جدا نمود واز آغوش گرم مردم به دامن بدنامی یک فرقه مزدور تروریستی پناه برد.

جناب خرسندی برخلاف نظریه شما _ میزان اعتبار و شان مرضیه راباید طی سالهای 1329 تا 1373 مورد بررسی قرار داد و عموم دست اندرکاران هنری معتقدند که مرضیه درزمان زندگی دربرون مرز هیج کار تازه نویی ارائه نکرد وهیچ اثر زیبایی از خود بجای نگذاشت _

جناب خرسندی داشتن نظریه وموضع سیاسی البته حق هر هنرمندی است ولی عضویت دریک فرقه منفور تروریستی که درپرونده سی ساله اش بجز جنایت وخیانت و اعمال انتحاری وتروریستی هیچ ندارد دیگر داشتن موضع سیاسی نیست بلکه فرقه زدگی است _ به گواه هزاران سند موجود وقابل دسترس برای همگان گروه مطرور رجوی یک فرقه مذهبی تروریستی مخرب است که به تاریخ ایران خیانت کرده است.

حال شما اینهمه واقعیت هارا نادیده بگیرید و درمراسم تبلیغی فرقه رجوی به بهانه های مختلف شرکت کنید _ تداوم چنین اعمالی شمارا به مرور از یک نویسنده مستقل به یک نویسنده مواجب بگیر مبدل خواهد نمود که سرانجامی چز بدنامی و سرانجام مرضیه نخواهید داشت....

جناب خرسندی _ اولا آنچه فرقه رجوی صرف مرضیه کرد هرگز با استفاده ها وسو استفاده های مالی این فرقه از ایشان قابل مقایسه نیست......

دوما درآمد وهزینه های فرقه رجوی پول مزدوری وخون بهای مردم ایران است واین پول بوی چرک وکثافت وخون می دهد..... دریغ از شما که پس از میل کردن یک دست چلوکباب دراین قرارگاه تروریستی هوس سخنرانی و دلداری دادن به این فرقه مطرود ومنزوی را می کنید.....

بهرروی از آنجا که می دانم با وسواس ودلواپسی منتظر دیدن واکنش وبازخورد سخنرانی خود در اوورسورواز هستید بنده هم نظر خودرا دراین مورد برایتان می نویسم _ یادتان نرود فرقه تروریستی آنروی دیگر حکومت اسلامی است با درجاتی بالاتر از سرکوبگری واستبداد وخور محوری وانزوا.......

می گذرم تنها از میان گلها ........ گه به گلستانها...... گه بدشت وصحرا....

من آنچه شرط بلاغ است باتومی گویم.................. توخواه از سخنم پند گیر وخواه ملال

دلکش والاهه ومرضیه از میان ما رفتند گرچه جای ویاداین عزیزان تاهمیشه برای دوستدارانشان سبز است