نامه سرگشاده به خانم هيلاری کلينتن وزير امورخارجه آمريکا
انجمن آوا، بیستم اکتبر
2010
http://www.iran-aawa.com/index.php?option=com
_content&view=article&id=890:1389-07
-28-12-50-47&catid=1:latest-news
مهندس علي اکبرراستگو -
کلن- آلمان 20 اکتبر 2010
خانم کلينتن گرامي !
بعد از اينكه نام سازمان مجاهدين خلق ايران در ليست
سازمانهاي تروريستي وزارت امور خارجه متبوعه شما قرار گرفت،
اين سازمان تلاش گسترده اي را جهت تعديل و يا حذف نام خود
از اين ليست ازآن زمان شروع كرد و متاسفانه در اين مسير
تعدادي از سياستمداران آمريکايي را با خود همراه كرده كه
من معتقدم اطلاعات دريافتي اين سياستمداران يكطرفه، ناقص،
مبالغه آميز، به شدت تحريف شده و مغشوش مي باشد. البته ما
به اين نوع از سبك كار مجاهدين آشنايي كامل داريم و اين
روش آنها تعجب ما را بر نمي انگيزد.
اينجانب علي اکبرراستگو
عضوسابق کميسيون امورخارجه سازمان مجاهدين خلق ايران در
حال حاضر مقيم کشورآلمان، مايلم بعنوان شاهد توجه شمارا به
نکات زير جلب کنم:
- ايدئولوژی سازمان مجاهدين:
ايدئولوژي سازمان مجاهدين تلفيقي از اسلام شيعي دست كاري
شده و ماركسيسم مي باشد يعني رهبران سازمان با دستكاري در
اصول و مباني مذهب شيعه ، شاخه اي از اسلام شيعي را بوجود
آورده اند كه مختص خودشان مي باشد و جهت امروزي كردن آن با
به عاريت كٌرفتن برخي از اصول و قوانين ماركسيسم، ملغمه اي
بوجود آورده اند كه به ادعاي خودشان راديكال تروچپ تر از
ماركسيسم مي باشد.
سازمان مجاهدين خلق ايران خصلت، مناسبات، تشكيلات و رهبري
يك سازمان و يا حزب دمكراتيك را ندارد بلكه به شكل يك سكت
بسته مذهبي اداره مي شود. سكتي كه با توسل به تروريسم و
آدمكشي و بكار كٌيري خشونت نه تنها در مقابله با رژيم
جمهوري اسلامي بلكه حتي بر عليه مخالفين فكري و سياسي خود
در خارج از مرزهاي ايران و با توسل به چماقداري و ضرب و
شتم ديكٌر نيروها و شخصيتهاي سياسي كه داراي طرز فكر
ديكٌري هستند تلاش مي كند تا اراده خود را تحميل نمايد.
از بدو تشكيل اين سازمان در سال 1344، خشونت و تروريسم سبك
رايج و مقبول اين سازمان بوده است.
نظر و راي و خواست اعضاء و كادرهاي تشكيلات داراي هيج
اهميتي نبوده و اصولا هيچكٌونه انتخاباتي در درون تشكيلات
بركٌزار نمي شود و مسعود رجوي رهبر مادام العمر اين سازمان
مي باشد. وي شخصا تمامي امور را زير نظر دارد و در نهايت
اوست كه تصميم مي كٌيرد، هيچ عضوي در مجاهدين حق اظهار نظر
و دخالت در امور سياسي را ندارد. همه بايد مطيع و سرسپرده
باشند، انضباط آهنين در درون تشكيلات حكمفرماست و همه امور
از بالا رهبري مي شود. تمامي مقامات انتسابي بوده و توسط
رجوي داده و يا پس كٌرفته مي شود.
مسعود رجوي در مقامي بالاتر از ولايت فقيه در جمهوري
اسلامي قرار دارد. زيرا در درون مجاهدين ادعا مي شود كه وي
با خدا ارتباط دارد و تنها در مقابل خدا پاسخكٌوست و هيچكس
صلاحيت سئوال و جواب كردن و انتقاد از او را ندارد. وي
بركٌزيده خداست و برخي او را امام دوازدهم مي نامند (در
مذهب شيعه كٌفته مي شود كه امام دوازدهم هنوز زنده است تا
رسالت امامان شيعي را دنبال كند )
رهبري در سازمان مجاهدين جنبه تقدس و الوهيت دارد و امر
رهبري مسئـله اي اعتقادي است و نه سياسي.
بخاطر چنين موقعيتي مسعود رجوي خود را قادر به انجام هر
عملي هر چند مغاير با اصول شناخته شده در جامعه باشد مي
داند. بعنوان متْال وي در يك اقدام بي سابقه در سال 1990
اعلام كرد كه تمام زوج هاي درون مجاهدين بايستي از يكديكٌر
طلاق بكٌيرند. اصطلاحا به اين نوع طلاق ها، طلاق هاي
ايدئـولوژيك مي كٌفتند. تنها طلاق هم كافي نبود، بلكه زن و
شوهر بايد عنوان مي كردند كه از يكديكٌر تنفر دارند. در
حضور مسعود و مريم رجوي و در جلساتي كه بين 100 الي 200
نفر در آن شركت داشتند زنان و مردان از همديكٌر طلاق
كٌرفته و وادار مي شدند تا خصوصي ترين مسائـل مربوط به
زندكٌي خانوادكٌي و امورات جنسي و سكسي خود را در حضور جمع
اقرار كنند، از اين اعترافات فيلم برداري و صدا برداري مي
شد .
- مجاهدين و تروريسم:
مجاهدين يك كٌروه مسلح و تروريست هستند. از ابتداي تاسيس
آن در سال 1344 شمسي، مشي مبارزاتي خود را مبارزه قهر آميز
مسلحانه انتخاب كرده اند. پس از انقلاب 1357 ، چون حكومت
را از آن خود مي دانستند و خميني سهم قابل ملاحظه اي از
قدرت حكومتي را به آنها نداد، به مبارزه مسلحانه و
تروريستي روي آورده و عده زيادي از نيروهاي خود و مردم
بيكٌناه را به كشتن دادند. از نظر بسياري از كارشناسان
سياسي و كارشناسان مسائـل ايران، اعلام مبارزه مسلحانه
مجاهدين در سال 1360 شمسي يك خيانت بزرگ به مردم و خدمت به
رژيم جمهوري اسلامي بود و باعث انسداد سياسي کامل گرديد و
مردم ايران از حضور فعال در صحنه سياسي جامعه محروم شده و
هر كٌونه مخالفتي با رژيم جمهوري اسلامي با منتسب شدن به
سازمان مجاهدين سركوب شده و مبارزات مسالمت آميز مردم براي
آزاديهاي دمكراتيك سه دهه به تعويق افتد.
اكنون در ايران يك جنبش عميق اجتماعي براي ايجاد جامعه
مدني و حاكميت قانون وجود دارد كه در راس آن دانشجويان و
روزنامه نكٌاران قرار دارند. اما سازمان مجاهدين پس از
سالها بي عملي از لانه هاي خود بيرون آمده و وادعا دارد که
در راس جنبش سبزايران قرار دارد. اين ادعای دروغ باعث مي
شود که اوضاع را متشنج نموده و به جناح انحصار طلب ياري
برسانند. به كٌواهي تمامي ايرانياني كه به اروپا مسافرت مي
كنند و نيز تماس هاي تلفني كه ايرانيان با اقوامشان در
ايران دارند و هم چنين با توجه به ارتباطاتي كه از طريق
اينترنت صورت مي كٌيرد، اكتْريت قريب به اتفاق مردم از
اعمال تروريستي مجاهدين نفرت دارند و آن ها را جاسوس و
ستون پنجم عراق مي دانند. قرباني اصلي ادعاهای مجاهدين
شهروندان بيكٌناه ايراني هستند.
- مجاهدين و رژيم سابق صدام حسين :
رژيم سابق صدام حسين، يكي از خشن ترين و بيرحم ترين
ديكتاتوريهاي قرن مابود. اين رژيم سركوبكٌر و ضد آزادي با
بهره كٌرفتن از خشن ترين شيوه هاي كنترل و سركوب به حكومت
خود ادامه مي داد. صدها تن از مردم عراق توسط اين رژيم
اعدام و سر به نيست شدند. اقليتهاي مذهبي و قومي نظير
كردها و شيعيان تحت پيكٌرد و فشار قرار گرفتند. صدام حسين
با تحميل دو جنگ پي در پي بر همسايكٌان خود ( ايران و كويت
) خوي تجاوزكارانه خود را به اتْبات رساند. صدام حسين جهت
حفظ و استمرار حكومت خود از هيچ جنايتي حتي كشتن و نابودي
نزديكترين كسان و اقوام خود ( عمو ، داماد ، پسر عمو و
...) ابايي نداشت.
همكاري و اتحاد عمل سازمان مجاهدين خلق با چنين رژيم
سركوبكٌر و خشني اتفاقي و از روي تصادف نبوده، بلكه
بيانكٌر ماهيت مشترك و تفكر همسان آنهابود. سازمان مجاهدين
از سالهاي 1362 به بعد در بخشهاي كردستان عراق حضور داشت و
اين حضور به مرور به بخشهاي داخلي تر عراق كشيده شد. پس از
اينكه مسعود رجوي رهبر مجاهدين در روز 17 خرداد ماه 1365
از فرانسه به عراق عزيمت كرد، سطح روابط سازمان مجاهدين با
رژيم عراق به كٌونه اي كيفي دچار تغيير و تحول شد. در زمان
8 سال جنگ ايران و عراق، مجاهدين نقش بسيار فعالي در كمك
به عراق و بر عليه نيروهاي ايراني هموطن خود ايفاء كردند.
آنها در نقاط مرزي ايران و عراق حضور داشتند و با
دستكٌاههاي استراق سمع به مكالمات نيروهاي نظامي ايران
كٌوش كرده و پياده شده و ترجمه شده اين مكالمات را در
اختيار استخبارات عراق قرار مي دادند. همچنين مجاهدين
اطلاعات بدست آمده از طريق هواداران خوددر داخل ايران را
نيز در اختيار عراق كٌذاشته و محل اصابت موشكهاي عراقي در
شهرهاي ايران را به عراقيها كٌزارش مي كردند. از طرفي
ديكٌر با اجراي عمليات تروريستي در داخل شهرهاي ايران،
زمانيكه ايران دركٌير جنگ با دشمن خارجي بود، تلاش مي
كردند بخشي از نيروهاي ايراني را در داخل شهرها مشغول نكٌه
دارند. آنها در ماموريتهاي كٌشتي خود، به داخل مرز ايران
نفوذ كرده و اقدام به اسارت سربازان ايراني مي كردند. سپس
يا اين اسرا را در اختيار عراق قرار مي دادند و يا اينكه
آنها را تخليه اطلاعاتي كرده و اطلاعات بدست آمده را در
اختيار عراقيها قرار مي دادند.
سازمان مجاهدين همواره ادعامي کند که از حمايت عظيمي در
داخل برخوردار است. براي توضيح اين موضوع اولا بايد يادآور
شد كه اكٌر ادعاهاي اين سازمان مبني بر داشتن پايكٌاه عظيم
مردمي درست مي بود، ديكٌر نيازي بر پناه بردن به ديكتاتوري
همچون صدام حسين قاتل صدها هزار ايراني و عرب و كرد نبود.
در تْاني بايستي به ريشه هاي اين موضوع پرداخت كه آيا اين
تنها سركوبكٌري رژيم جمهوري اسلامي بوده است، كه باعث
گرديد تا مجاهدين به خاك كشور عراق پناه ببرند و يا اينكه
حركات ماجراجويانه و چپ روانه و كودكانه خود آنها نيز دخيل
بوده است.
حضور مجاهدين در خاك عراق تنها به اين دليل نبود كه جاي
ديكٌري براي استقرار نداشته اند بلكه مابين سازمان مجاهدين
و رژيم صدام حسين يك پيمان استراتژيك همكاري و شراكت عمل
وجود داشت. صدام حسين به نيروهاي مجاهدين كه رقمي در حدود
5000 نفر را شامل مي شدند به اندازه نيروهاي كٌارد رياست
جمهوري اعتماد و اعتقاد داشت و شركت فعالانه و داوطلبانه
مجاهدين در سركوب كردها و شيعيان عراقي بعد از فروكش كردن
شعله هاي جنگ اول خليج نشان داد كه اين اعتماد بي جا و بي
دليل نبوده است. پس از اتمام جنگ متحدين عليه عراق، كردهاي
آن كشور براي آزادي و استقلال خود وارد مبارزه شده و اقدام
به آزاد سازي مناطق كرد نشين نمودند. ارتش عراق به كلي تار
و مار شده بود اما نيروي مجاهدين دست نخورده باقي مانده
بود. مجاهدين تانك هاي خود را از پادكٌان اشرف خارج كرده و
به سمت مناطق كرد نشين براي سركوب كردها رهسپار شدند. در
اين عمليات مجاهدين مناطق و روستاهاي كردها را با تانك و
كاتيوشا و توپخانه در هم كوبيدند و عده زيادي از افراد
بيگٌناه را به قتل رساندند. پس از شركت مجاهدين در كشتار
كردهاي عراقي بود كه مسعود رجوي مدال رافدين - بالاترين
مدال افتخار عراق - را از صدام حسين دريافت كرد. بسياری
ازدوستان من از نزديك شاهد صحنه هاي دلخراش كشتار كردهاي
عراقي و اعدام هاي بدون محاكمه آنان توسط مجاهدين بوده اند
و حاضرند در حضور مراجع بين المللي مشاهدات خود را توضيح
دهند.
نيروهاي مجاهدين همچون بخشي از گٌارد رياست جمهوري عراق،
سهميه مواد غذايي، پول، بنزين، خودروهاي نظامي، تسليحات
سبك و سنكٌين از سلاحهاي انفرادي كٌرفته تا تانك، نفربر،
كاتيوشا، ضد هوايي، هلي كوپتر، مهمات، آموزش، تمرينات
نظامي، اطلاعات، تسهيلات لجستيكي، قراركٌاه، حفاظت و
...دريافت مي كردند.
دوستان من زمانيكه در قراركٌاه اشرف حضور داشتند، بارها و
بارها به همراه ساير نيروهاي مجاهدين در جريان تحويل دهي و
تحويل كٌيري اين امكانات و تسليحات بوده و در كلاسهاي
آموزشي كه توسط افسران عراقي دايـر مي شد شركت داشته اند.
تمامي عملياتي كه مجاهدين از طريق خاك عراق انجام مي داد
با همكاري اطلاعاتي، آموزشي، و لجستيكي عراقيها و به طور
مشترك صورت مي كٌرفت.
- مجاهدين و مسئـله آزادي و دمكراسي :
روابط و مناسبات تشكيلاتي مجاهدين كاملا مذهبي و اعتقادي
است و همانند تمامي سيستم هاي ايدئولوژيك، اعتقادي به
مباني اساسي و اصولي حقوق بشر، آزاديهاي تصريح شده در
منشورهاي سازمان ملل، و اعلاميه جهاني حقوق بشر وجود
ندارد.
بر خلاف نص صريح اعلاميه جهاني حقوق بشر :
دكٌرانديشان و مخالفان فكري و سياسي به شدت در درون
تشكيلات مجاهدين سركوب مي شوند.
هيچكٌونه امنيتي فردي و شخصي وجود ندارد.
مخالفين مورد آزار و اذيت ، توهين و تحقير ، شكنجه قرار
كٌرفته و زنداني مي شوند.
آزادي و شخصيت انساني افراد، امنيت فردي، حق ازدواج و طلاق
آزادانه، آزادي بيان و عقيده، به شدت نقض مي شوند.
براي دكٌر انديشاني كه خواهان خروج از صفوف مجاهدين هستند
به اصطلاح دادكٌاههايي تشكيل مي دهند كه پيشاپيش حكم آن
صادر شده است. فرد مخالف در فضاي روحي شديدا خفقان آور
مجبور است در اين نمايش مسخره شركت نمايد. بالاترين
فرمانده هر بخش نقش قاضي را بر عهده مي كٌيرد. محكوم نه
تنها امكان دسترسي به هيچكٌونه وكيلي را ندارد بلكه امكان
دفاع از خودش را نيز پيدا نمي كند زيرا بالاترين فرمانده
هر بخش در حضور تمامي افراد يكٌان خود اعلام مي كند كه X
قصد خروج از مناسبات ما را دارد و تبليغ خميني كٌرايي مي
كند، نظر شما در مورد وي چيست ! افرادي كه قبلا براي چنين
مواردي آموزش ديده و توجيه شده اند يك صدا فرياد بر مي
آورند : اعدام، اعدام، اعدام، و با اين كار خود تلاش مي
كنند تا بقيه افراد را نيز تحت تاتْير خود قرار دهند.
متعاقبا كٌروههاي ضربت بطور دستجمعي بر سر فرد مزبور ريخته
و او را در حضور جمع مورد ضرب و شتم قرار مي دهند.
شستشوي مغزي افراد بطور سيستماتيك و دائـمي صورت مي كٌيرد.
فيلم هاي ويدئويي كه شامل سخنراني مسعود رجوي و تظاهرات
خياباني در كشورهاي اروپايي است و نيز فيلم هايي كه در آن
ساير اعضاء با كٌريه و زاري به اشتباهات خود اقرار كرده و
طلب بخشودكٌي مي كنند به طور مستمر به اعضاء نشان داده مي
شود. ارتباط اعضاء با دنياي خارج كاملا قطع است و اعضاء
هيچ منبع مستقلي جهت چك صحت و سقم اخبار ندارند. همه بايد
در روابط تشكيلاتي حل شوند و شخصيت و هويت فردي خود را
فراموش كرده و شخصيت و هويت سازمان را داشته باشند. هر فرد
به طور روزانه موظف است كٌزارشي از خود و راجع به اطرافيان
خود نوشته و تحويل فرمانده بالاي خود بدهد. افراد مجبورند
حتي راجع به مسايلي كه از ذهنشان مي كٌذرد و حتي راجع به
خوابهاي خود كٌزارش بنويسند.
ارتباط افراد محصور در كمپ اشرف واقع در عراق با دنياي
خارج قطع است و هيچكٌونه وسيله خبري مانند راديو و
تلويزيون و روزنامه و مجلات در اختيار اعضاء قرار نمي
كٌيرد. تغذيه فكري و سياسي تنها از طريق منابع خبري خود
مجاهدين نظير نشريه مجاهد و بولتن هاي داخلي و آموزشهاي
درون تشكيلاتي و تلويزيون مدار بسته صورت مي كٌيرد. هيچ كس
حق بحث در امور سياسي را ندارد، ارتباط دو دوست و فاميل در
مجاهدين ممنوع است و اين قبيل ارتباطات را ارتباطات
ليبرالي مي كٌويند. اجتماع دو يا سه نفر خارج از نظارت
تشكيلاتي ممنوع بوده و تحت پيكٌرد قرار مي كٌيرد.
هيچ فردي حق داشتن راديو و كٌوش كردن به اخبار خارج از
كانال سازماني را ندارد. كٌزارش اخبار و رويدادها از طريق
كانالهاي رسمي بايد به اطلاع افراد برسد. هيچكس حق
هيچكٌونه انتخابي در هيچ زمينه أي را ندارد. تنها حق
انتخابي كه به افراد داده شده است حق ورود به تشكيلات است
و از آن به بعد همه چيز الزامي و اجباري است. هر فردي وقتي
وارد سازمان مجاهدين شد بايد در همه ي امور مطيع و سرسپرده
باشد. كتاب خواندن در سازمان ممنوع است و اكٌر كسي در اين
كار اشتياق نشان دهد او را فردي داراي مشكل ارزيابي مي
كنند. در کمپ اشرف كتابخانه وجود دارد ، اما تنها براي
ظاهر سازي و دكور است و نيز براي نشان دادن به ميهمانان و
بازديد كنندكٌان خارجي.
- زندان و شكنجه گاههاي مجاهدين:
سازمان مجاهدين همانند تمامي سيستم ها و تفكرات و
ايديولوژيهاي توتاليتر و تماميت خواه در برخورد با مخالفين
خود تنها راه چاره را در شكنجه و زنداني كردن و محروم كردن
فرد ناراضي از حقوق فردي و انساني خود مي بيند.
به طور مشخص تر از سال 1990 كه مسعود رجوي رهبر مجاهدين،
موضوع امامت خود را علني تر كرد خروج از تشكيلات مجاهدين،
خيانت محسوب شده و سزاي كسي كه بر خروج خود اصرار مي ورزيد
اعدام بود. تمامي جداشدگان از سازمان حكم اعدام كٌرفته
اند، منتهي مجاهدين اعلام مي كردند كه در شرايط كنوني كه
هنوز حاكميت را به دست نكٌرفته ايم به لحاظ سياسي نمي
توانيم اين تعداد از مخالفين را اعدام كنيم، اما هر زمان
كه بتوانيم قدرت را در ايران به دست بكٌيريم حكم اعدام شما
را اجرا خواهيم كرد. درخواست خروج از مجاهدين به منزله
استقبال از مرگ است و شجاعتي بي نظير نياز دارد. كساني كه
درخواست جدايي از مجاهدين را مي نمايند به سرعت آنان را از
روابط جدا كرده و در محل هاي دربسته و جدا از ديكٌران
نكٌهداري كرده و در مراحل بعدي به زندانهاي رسمي منتقل مي
كنند.
- مجاهدين و ساير نيروهاي اپوزيسيون ايراني در تبعيد :
سازمان مجاهدين بنا به خصلت سركوبكٌرانه و ضد دمكراتيك خود
، اساسا هيچكٌونه حركت و فعاليتي را از سوي ديكٌر كٌروههاي
سياسي نه تنها مورد تائيد قرار نمي دهد، بلكه با زننده
ترين مارك ها و توهين به مقابله با آنها مي پردازد. از نظر
مجاهدين به غير از تعداد انكٌشت شماري كه در واقع در ايران
كنوني قشر خاصي را نمايندكٌي نمي كنند و فاقد هر كٌونه
تاتْير كٌذاري مي باشند و به دليل حمايت ها و ساپورتهاي
مالي مجاهدين دنباله رو مسعود رجوي هستند، بقيه عوامل رژيم
جمهوري اسلامي هستند. در كشورهاي اروپايي و آمريكا و
كانادا دهها و صدها انجمن ، حزب ، تشكل ، روزنامه ، مجله ،
راديو و تلويزيون وجود دارد كه توسط ايرانيان مهاجر تاسيس
و اداره مي شود، اما هيچكدام از اين فعاليتها از نظر
مجاهدين مشروعيت ندارند، زيرا شيوه هاي اعمال شده توسط
رهبري مجاهدين را تائـيد نمي كنند. مجاهدين با حربه خشونت،
چماقداري و فحاشي و ايجاد رعب و وحشت با مخالفين و منتقدين
خود در كشورهاي اروپايي برخورد مي كنند . تاكنون دهها جلسه
سخنراني و كٌردهمايي ديكٌر نيروهاي اپوزيسيون توسط نيروهاي
مسعود رجوي بر هم زده شده و سخنرانان مورد ضرب و شتم و كتك
كاري و اهانت قرار كٌرفته اند.
قريب به چهار ميليون ايراني تبعيدي و پناهنده ساكن كشورهاي
اروپايي، آمريكا و كانادا هستند. از اين رقم قابل توجه ،
تعداد بسيار اندك و انكٌشت شماري از سياستها و اهداف
مجاهدين پشتيباني مي كنند كه برخي از اين افراد نيز
پناهندكٌان بي جوابي هستند كه به اميد كمك مجاهدين در كسب
اجازه اقامت حاضر به همكاري مي شوند. منتهي مجاهدين با كمك
شيوه هاي تبليغاتي و با اتكاء به پشتوانه مالي قوي خود،
اكٌر قرار است در يك كشور اروپايي تظاهراتي بركٌزار شود،
با هزينه كردن مبالغ هنكٌفتي از تمامي كشورهاي اروپايي و
آمريكا و كانادا هواداران خود را به كشور مربوطه منتقل مي
كنند تا صفوف خود را پر جمعيت تر نشان دهند. آنها هزينه
هاي سفر ، هتل ، خوراك و همه را تماما پرداخت مي كنند و
حتي با پرداخت پول و تقبل ساير هزينه ها از ساير مليت ها
كه در كمپ هاي پناهندكٌي حضور دارند، نظير الجزايري ها ،
مصري ها، ترك هاي تركيه، لهستاني ها و ...براي شلوغ تر
نشان دادن صفوف خود استفاده مي كنند.
اكٌر سازماني واقعا در بين مردم خود ريشه داشته باشد،
نيازي ندارد تا با بركٌزاري كنسرت هاي موسيقي و تورهاي
مسافرتي مجاني و تنها و تنها جهت پر كردن صفوف خود با
التماس و درخواست از افراد ساير كشورها بخواهد تا در
تظاهراتش شركت كنند.
دشمني و خصومت مجاهدين با نيروهاي اپزيسيون موجود در داخل
كشور از اين هم فراتر رفته و رهبري مجاهدين كساني را كه با
تحمل رنج و محروميت هاي بسيار در كنار مردم خود مانده و به
فعاليت و مبارزات خود با شيوه هاي ممكن ادامه داده اند به
رژيم جمهوري اسلامي منتسب مي كند. افرادي نظير داريوش
فروهر و پروانه فروهر جزو اين ليست بودند و همواره توسط
مجاهدين مورد فحاشي قرار مي كٌرفتند و زمانيكه چندسال قبل
توسط نيروهاي امنيتي رژيم ايران به قتل رسيدند، مجاهدين
حتي از چاپ عكسهاي آنان در نشريات خودشان خودداري كردند،
كمااينكه با نويسندكٌان به قتل رسيده أي همچون محمد مختاري
، محمد جعفر پوينده و مجيد شريف به اين نحو غير انساني
برخورد شد.
- مجاهدين و كشورهاي غربي :
كشورهاي غربي تنفسكٌاه مهم سازمان مجاهدين ميباشند.
استراتژي مجاهدين بر دو محور نظامي و سياسي - ديپلماتيك
استوار است. عمليات تروريستي و نظامي خود را با همكاري
100% صدام حسين و از خاك عراق پيش مي بردند. كشورهاي
اروپايي ، آمريكا ، كانادا و استراليا ، محل فعاليت سياسي
، ديپلماتيك و مالي سازمان مجاهدين مي باشد.
هر چقدر كه سازمان مجاهدين در برخورد با ساير نيروهاي
اپوزيسيون ايراني در تبعيد خشن، بيرحم و سركوبگرانه رفتار
مي كند، متقابلا در برخورد با مقامات غربي مي كوشد چهره أي
دمكرات، آزاديخواه و معتقد به حقوق بشر از خود ترسيم كند.
اين سازمان با نشان دادن كتابهاي قطوري از عكسها و مشخصات
قربانيان رژيم جمهوري اسلامي تلاش مي كند چهره أي مظلوم و
حق به جانب از خود به نمايش بكٌذارد ، در حاليكه اكٌر
سازماني به حيات و زندكٌي نيروهاي خود علاقمند باشد،
براحتي آنان را در تله هاي مرگ به كٌير نمي اندازد.
زمانيكه در سال 1360 سازمان مجاهدين اعلام جنگ مسلحانه
كرد، بخش اعظم هواداران و اعضاء سازمان از اين موضوع بيخبر
بودند و براحتي دستكٌير و روانه زندان شدند. بسياري در آن
سالها بخاطر بي توجهي رهبري مجاهدين جان خود را از دست
دادند.
سازمان مجاهدين در ساختار تشکيلات خود بخشي تحت عنوان {
ديپلماسي } دارد . مسئـول اين بخش آقاي محمد سيد المحدثْين
مي باشد. اين بخش زير نظر مستقيم مسعود رجوي عمل مي كند.
برخي از شيوه هاي كار و فعاليت اين بخش به شرح زير مي
باشد:
- تماس با نمايندكٌان پارلمان و مجالس قانونكٌذاري غربي، و
تلاش در جلب حمايت آنان.
مجاهدين با چاپ عكسهاي نمايندكٌان مجلس كشورهاي غربي در
نشريات خود، چنين ادعا مي كنند كه از حمايت آنان
برخوردارند. سازمان مجاهدين با پنهان كردن ماهيت واقعي
اهداف خود و مطرح نمودن مسائلي كه به طور طبيعي مورد توجه
و حمايت سياستمداران غربي قرار دارد، از قبيل حقوق بشر،
حقوق زنان، آزادي هاي دمكراتيك و ...تلاش مي نمايند كه خود
را گروهي دمكراتيك جلوه دهند .
در اين ارتباطات آنها با بزرگنمايي و دادن اطلاعات عاري از
حقيقت تلاش دارند قدرت و نفوذ خود را خيلي بيشتر از ميزان
واقعي آن نشان دهند. براي همين منظور آنها در كشورهاي
مختلف اروپايي اقدام به تاسيس انجمن ها و بنيادهاي
گوناگوني كرده اند، كه در واقع وابسته به مجاهدين مي باشد،
و مجاهدين از اين انجمن ها و بنيادها، و بدون اينكه مجبور
باشند با نام اصلي خود يعني سازمان مجاهدين خلق ايران وارد
كار شوند با جلو انداختن اين سازمانهاي پوشالي و غير واقعي
تلاش مي كنند به هدف خود برسند. دهها نوع از اين قبيل
سازمانهاي پوششي در كشورهاي اروپايي وجود دارند كه زير نظر
مجاهدين فعاليت مي كنند.
يکي از اين سازمانهای پوششي »شورای ملي مقاومت ايران« مي
باشد که بعنوان بازوی سياسي مجاهدين معرفي مي شود. شوراي
ملي مقاومت ، متشكل از سازمان مجاهدين، و چند فرد و
تشكيلات چند نفره است. تعداد اعضاي غير مجاهد شوراي ملي
مقاومت از شمار انكٌشتان دو دست تجاوز نمي كند. عليرغم
اينكه اعضاء غير مجاهد شوراي ملي مقاومت كارآيي چنداني
ندارند و حل و فصل تمامي مسائل مالي، رفاهي، سياسي و
انتشاراتي و ...آنها بر عهده سازمان مجاهدين ميباشد، اما
بخاطر استفاده سياسي است كه سازمان مجاهدين، همچنان بر
استفاده از اين نام اصرار مي ورزد، شوراي ملي مقاومت يعني
سازمان مجاهدين خلق ايران به اضافه ده الي پانزده نفر
ديكٌر .
سازمان سكتاريستي و خشونت طلبي كه در هيچ مقطع از
فعاليتهاي تشكيلاتي خود كوچكترين نشانه أي از اعتقاد به
دمكراسي و حقوق بشر را از خود بروز نداده است چكٌونه مي
تواند بديلي دمكراتيك براي رژيم جمهوري اسلامي باشد !
كداميك از سيستم هاي ايدئولوژيك در جهان معاصر توانسته اند
روابطي دمكراتيك ايجاد كنند ؟
كداميك از تفكراتي كه رهبري فردي، اساس و شالوده آنرا
تشكيل مي دهند حقوق دكٌرانديشان را رعايت كرده اند !
- بخش ديكٌري از سيستم ديپلماسي مجاهدين در كشورهاي غربي،
به بررسي تمامي روزنامه ها و نشريات و راديو و تلويزيون
هاي غربي مي پردازد و اكٌر رسانه أي مطلبي انتقادي بر عليه
مجاهدين منتشر كرده باشد، همان انجمن هاي پوششي ماموريت
پيدا مي كنند تا نامه هايي در مخالفت با مطلب منتشر شده به
آدرس نشريه و يا رسانه مزبور ارسال نمايند و يا توسط تلفن
تماس كٌرفته و مخالفت خود را ابراز نمايند.
- كشورهاي غربي مبنع درآمد بسيار مهمي براي مجاهدين مي
باشد. بخش بزرگي از بودجه تروريسم و سركوبكٌري مجاهدين از
طريق شهروندان غربي تامين مي شود.
سازمان مجاهدين در كشورهاي مختلف غربي انجمن هاي متعددي
تشكيل داده است ، نظير { انجمن ايران ايد IRAN AID} در
كشور انكٌلستان. و يا انجمن سيم SIM ( Stichting
Solidariteit met Iraanse Mensen )در كشور هلند و يا انجمن
MSF در نروژ و يا MSS در دانمارك ويا انجمن های پوششي
Menschenrechtszentrum für ExiliranerInnen e.V. (MEI)
DüsseldorfMenschenrechtsverein für Migranten e.V.,
AachenHilfswerk für Menschenrechte im Iran e.V. (HMI),
DortmundVerein für Menschen und Freiheit e.V. (VMF),
TroisdorfVerein für Hoffnung der Zukunft e.V. (VHdZ),
Berlin
در آلمان.
اين انجمن ها تحت عنوان
كمك به كودكان بي سرپرست در ايران و يا امور خيريه به جمع
آوري پول از مردم اروپا مي پردازند، اما بطور واقعي اين
پولها به عراق سرازير شده و صرف ماشين ترور و سركوب مسعود
رجوي مي شود. افرادي كه در خيابانها به جمع آوري پول مي
پردازند آلبوم هايي در دست دارند كه حاوي برخي تصاوير تكان
دهنده و ناراحت كننده راجع به كودكان و افراد جنگ زده
ميباشد. عليرغم اينكه در كشورهاي مختلف اين افراد مشغول به
جمع آوري پول ميباشند، اما تصاوير آلبوم هاي مورد استفاده
دقيقا يكي ميباشد و ما حتي منبعي كه اين عكسها از آن كپي
برداري شده است را نيز در دست داريم.
بدين ترتيب سازمان مجاهدين با كلاهبرداري و سوءاستفاده از
احساسات بشردوستانه شهروندان غربي، هر ساله مبالغ كلاني را
بدون پرداخت ماليات از كشورهاي اروپايي خارج مي كنند.
خانم کلينتن گرامي !
اينجانب تلاش كرده ام تا بطور خلاصه سرفصل هاي مهمترين
مسائل درمورد سازمان مجاهدين را با شما در ميان بگذارم.
اما موضوعات خيلي زيادي وجود دارند كه امكان طرح آنها از
طريق نامه وجود ندارد.
بعنوان شاهدزنده تروريسم و خشونت طلبي سازمان مجاهدين،
اعتقاد دارم كه حقيقت نبايستي در پشت پرده تبليغات پوشيده
بماند.
از وزارت امور خارجه آمريکا مصرانه تقاضا دارم تا در جلسه
هاي مربوط به امور سازمان مجاهدين شركت داشته باشم.
جهت هماهنكٌي و سئوالات احتمالي مي توانيد با آدرس زير
تماس بكٌيريد :
Ingenieurbüro Rastgouَ
Ali Akbar Rastgou
Friedrichstrasse 4-6
51143 Köln
Germany
Email:
rastgou@t-online.de

