قمپز استقلال و مزدوری دولت ولدزنا
  
  
(Alejo Vidal-Quadras , Mojahedin
Khalq logo, Struan stevenson )
محمد علوی، آریا ایران،
پاریس، سوم اکتبر 2010
http://ariairan.com/fa/?mod=view&id=10893
خوش نشینان "شورایی" باند
رجوی که 30 سال است در ینگه دنیا سبیل های خود را با حاشیه
های دموکراسی خواهی و سوسیالیسم علمی چخماق می زنند ،
وانمود میکنند که استقلال فکری داشته و در برابر مزدوری
مجاهدین برای صهیونیست ها و نئوکان ها از خواب بیدار شده
اند.یا حداقل می خواهند بگویند که بوی گند همبستری رجوی با
خانواده "بولتون"ها از تاورنی تا نیویورک آنقدر مشمئز
کننده است که نفسشان را بریده است.
انتقاد های "بیژن نیابتی*" از "حسن داعی الاسلام" در مقاله
ای تحت عنوان "پوسته شکنی یا گشایش به سمت دولت حرامزاده"،
شاید حکایت از این دست موضع گیری ها باشد.چرا که او با
نگاشتن چنین مطلبی ظاهرا در تلاش است تئوری همبستری رجوی
با "دولت حرامزاده"(اسرائیل) را تخطئه کرده و آن را در
قالب نقد نظریه "تفسیر رسمی" به چالش بکشد.
"نیابتی" بعد از 30 سال همگرایی در مجلس مجاهدین به این
باور رسیده است که مخالفت او با اندیشه رجوی در سیاست
خارجی و نزدیکی به "دولت حرامزاده"(اسرائیل) همان "تفسیر
رسمی" (نوع فرصت طلبانه حکومتی) از پرداختن به عقاید
روشنفکرانی است که تاب تحمل همچون او را ندارند.چرا که
آنها با انواع "فیلتر های ذهنی" در صددند همگنان او را با
"غربال دادن داده ها و اطلاعات" غلط به "روشنفکر رسمی"
تبدیل کنند.اما او که با "تئوریزه کردن مواضع رجوی در
نزدیکی به صهیونیست ها و نئوکان های جنگ طلب و تعمیم
تاریخی بخشیدن به آن " مخالف بوده ، مدعی است که برخلاف
"کر هماهنگ باند رجوی" شنا کرده و استقلال فکری و عملی
دارد.
برای اثبات این نظریه به لابی گری های"حسن داعی الاسلام "
در مشارکت با صهیونیست ها و نئوکان ها تاخته و بکارگیری
ابزارهای مجاهدین در قرابت با غرب را زیر سئوال برده
است."نیابتی" با آوردن فاکت هایی از همکاری "حسن داعی" با
صهیونیست ها و با اعتراف به اینکه فقط نشریات وابسته به
صهونیست ها و نئوکان ها هستند که مقالات "داعی" را منتشر
میکنند ،رفتار مجاهدین در تن دادن به "دولت ولدزنا" را شرم
آور خوانده و ضمن گله کردن از چنین اعمالی ، رفتار مشابه
را در طرف مقابل برای "جمهوری اسلامی" مشروع دانسته است.
اما از آنجا که اختتامیه این مقاله به خوبی به پایان
نرسیده است ، "علی ناظر*" در مقاله ای تحت عنوان "اگر بیل
زنی...؟" به کمک او شتافته و ضمن تخطئه جنگ طلبی رجوی به
انحصار گری مجاهدین تاخته و آنان را "خود محور" و توتالیتر
خوانده است؛" یکی از عادات مرسوم
این است که وقتی مخالف ما صحبتی می کند و مبحثی را پیش می
کشد، حرفش را چون مخالف ما است، رد کرده و در حد توان او
را می کوبیم.یکی از عادات مرسوم «خودمحوران» هم این است که
حرفها را به شکلی می زنند که اگر مخالف آن صحبت کنی،
بناچار خود را در کمپی می یابی که به لحاظ اصولی و عقیدتی،
خودت مخالف آن هستی. و اگر موضعی موافق گرفتی، خود را در
کمپ «خودمحوران» می یابی که می خواهند با استفاده از ابزار
«برچسب» و «اتهام»، مواضع مخالفین خود را «انحرافی» و یا
«وابسته» اعلام کنند."
او در این رابطه همه تعارفات را کنار گذاشته و می نویسد؛"
به راستی نظر ما در باره نکات زیر که برآمده از سخنان
احمدی نژاد است، چیست؟
آیا آمریکا و شرکاء جهانخوار نیستند؟
آیا اسرائیل با حمایت انگلیس و آمریکا، و اشغال سرزمین
فلسطین شکل نگرفت؟
آیا هولوکاست، که جنایتی علیه بشریت است، اشغال فلسطین و
ظلمی که بر فلسطینیان می رود را موجه می کند؟
آیا حمله به عراق و افغانستان، و قتل هزاران هزار شهروند
در این دو کشور، بهترین عکس العمل در برابر حمله تروریستی
به برج های دوقلو در نیویورک بود؟
آیا صحیح است که ملل متحد به مثابه گروگانی در دست پنج عضو
دائمی شورای امنیت، نتواند به رسالت خود عمل کند؟
آیا غلط است اگر تصمیمات و قطعنامه ها به رأی تمام اعضای
ملل متحد گذاشته شود و حق وتو لغو شود؟
و....
همانطور که ملاحظه می شود، پاسخ به تک تک این سوالها، ما
را به مواضع اعلام شده احمدی نژاد نزدیک و یا از آنها دور
می کند.
اگر بگوییم که مردم فلسطین نباید به سرزمین های اشغالی
بازگردند، مخالف احمدی نژاد، اما موافق اسرائیل، و بی
تفاوت به ظلمی که بر فلسطینی ها می رود، صحبت کرده ایم.
اگر بگوییم که آمریکا جهانخوار نیست، و کاپیتالیسم عامل
ظلم و فقر نیست، مخالف احمدی نژاد، اما موافق آمریکا صحبت
کرده ایم و ..."
.
اما از آنجا که همچون "نیابتی" می خواهد بگوید "روشنفکر
رسمی" نبوده و استقلال فکری لازم و کافی دارد،ضمن تایید
قلبی سخنان آقای احمدی نژاد در سازمان ملل او را نیز در
کنار رهبران مجاهدین جزو "خودمحوران" می خواند تا به این
شکل بتواند در "صف بندی سیاسی" خود را شریک و در "تئوری
منوط به این صف بندی "(یعنی ایدئولوژی) خود را مستقل
بنمایاند.
در صورتیکه مسئله آنچنان که تئوریسین های "مارکسیست علمی"
می انگارند پیچیده و قامض نیست.مسئله این است که؛
1.آیا همنشینی و همبستری رجوی با صهیونیست ها و نئوکان های
جنگ طلب شرعی است یا نه؟!
2.آیا می توان از پول و امکانات اطلاعاتی صهیونیست ها و
غرب در مسیر مبارزه با جمهوری اسلامی استفاده شرعی و ملی
کرد یا نه؟!
3.و دست آخر اینکه "احمدی نژاد" بهانه است، آیا می توان
سربازان جنگی جبهه صهیونیزم و غرب بر علیه مردم ایران بود
یا نه؟!
اگر "نیابتی" و "ناظر" بیل زنان خوبی در سیاست ایران باشند
باید به این تخم پاشیده شده از طرف مجاهدین در برهوتی
دروغین تحت عنوان "مبارزه با جمهوری اسلامی" (از نوع
مجاهدین) بتوانند پاسخ مناسب بدهند.وگرنه بدون تئوری بافی
و دم تکان دادن های ظاهرا علمی نیز می توان سر سفره
مجاهدین روزی صهیونیست ها را خورده و قمپز استقلال فکری و
عملی در کرد!
چرا که می گویند؛"روزی ملا نصرالدین الاغش را به بازار برد
تا بفروشد.اما سر راه الاغ داخل لجن رفت و دمش کثیف شد.ملا
با خودش گفت ،این الاغ را با آن دم کثیف نخواهند خرید و به
همین دلیل دم الاغ را برید.اتفاقا در بازار برای الاغ اش
مشتری پیدا شد اما تا دید الاغ دم ندارد از معامله پشیمان
شد.ملا که وضع را خراب دید گفت ناراحت نشوید دم الاغ در
خورجین است!"

........................
*بیژن نیابتی : http://www.aftabkaran.com/maghale.php?id=1159
*علی ناظر : http://www.didgah.net/
|
|