دومین پیام صوتی خانم سلطانی عضو سابق شورای رهبری مجاهدین به قربانیان اسیر در قلعه اشرف

کانون قلم، دوم ژوئن 2010
http://www.iran-ghalam.de/2Haupt/4405-soltani-Payam
%20be%20khanevadeha%20dar%20moghabele
%20darbe%20ashraf%2018.04.2010.HTM

 دومین پیام صوتی خانم سلطانی عضو سابق شورای رهبری مجاهدین به قربانیان اسیر در قلعه اشرف

بر ای شنیدن پیام بر روی عکس کلیک کنید

متن پیاده شده از روی نوار:

من بتول سلطانی هستم دارم باهاتون حرف می زنم می خوام بگم همین الان که این خانواده های رنج کشیده و شما قربانیان در اینجا گرفتارید مریم رجوی با دهها نوکر و کلفت و هزینه میلیون ها ایورو در صدد راه اندازی یک خیمه شب بازی در پاریس است و از رنج و شکنجه من و شما ها و سایر قربانیان برای افراد خارجی هزینه هتل و هواپیما می پردازد تا صندلی های گردهمایی را که می خواهد پر کند. دوستان اون اشک تمساحهارا اصلا باور نکنید باید بگویم با شناخت دقیق و کاملی که پیدا کردم او دلش برای هیچکس جز خودش و قولی که به شوهرش مسعود رجوی داده است نمی سوزد.

دوسالی است که از تشکیلات بیرون زدم تو این دو سال خیلی چیزها را فهمیدم و بجای ندامت بر افتخارات پوشال گذشته که همواره در تشکیلات از مریم و شوهرش مسعود در گوش ما رله می شد آه و افسوس خوردم که ربع قرن را مفت برای این زن و شوهر از دست دادم و از همه چیز گذشتم زندگی ام از هم پاشیده شد جگرگوشه های دلم دو بچه ام که یکی شش ماهه شیرخوار و یکی 5 ساله بود که وقتی داشت می رفت هنوز خاطرم هست که دستش را بطرف من دراز کرده بود و با التماس مامان مامان می کرد با چشمانی اشکبار او را بردند ایکاش اینها ارزشش را داشتند و باید بگویم که تا همین الان هرگزاو را ندیدم هر چند که الان وقت نیست که کامل بگویم اما همه چیز را دادیم برای شعار و امیال های رجوی. او که مریم را علم کرده بود که شیره جان همه را بکشد برای شوهرش چون خود رجوی روش نمی شد که مستقیم اینکار را انجام بدهد.از کجا بگویم و از کجا شروع کنم از دروغهائی که می گفتند یکبار به من گفتند که بچه هایم در خارج درس می خوانند و جای خوب هستند و پیش همان خانواده هستند که از روز اول رفته اما وقتی که از تشکیلات فرار کردم و به تیف رفتم و تماسم با دنیای بیرون برقرار شد متوجه شدم که پسرم در یتیم خانه ای در هلند بزرگ شده است و خبری از او نیست. آنها همین الان هم هر کاری از دستشان بر بیاد کوتاهی نمی کنند تا مانع ارتباط آنها با من بشوند. آه و افسوس که بنگرید مبارزه با دیکتاتوری تبدیل شده به مبارزه برای جدا کردن خانواده ها از همدیگرو از هم پاشیدن خانواده .

درسته من در بالاترین سطح بودم اما من هم مثل شماها قربانی این تشکیلات بودم روزی مثل شماها نوک قله به اصطلاح آرمانی بودم حرفهای پوچ و تهی که فقط برای فریب ما بود.کمی در دنیای خلوت خودتان فکر کنید رژیم ایران به شکلی به ماها ضربه زد و رجوی و تشکیلاتش طور دیگر ظلم و جنایت می کند اما ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است یک روز هم یک روز ا ست بیائید ببینید دنیای بیرون چه خبر است انواع رسانه ها انواع خبرها همه چیز را بخوبی مطلع شوید آنوقت تصمیم واقعی تری بگیرید. بیائید ببینید بیست سال است دنیا به چه سمتی رفته و شما کجا محبوسید بیائید ببینید هم سن و سالهای ماها الان در چه نقطه ای هستند و ما کجا هستیم ای کاش رجوی ارزشش را داشت که ما همه چیز را فدایش کنیم. بیائید ببینید خون مایه و دسترنج شما در اور سورواز توسط مریم رجوی چگونه هزینه می شود. آهای برادرها و خواهرانم جامعه بی طبقه توحیدی که سالها این شعار ما را فریفت فقط یک شعار است حتی در همین اشرف هم سطح شورای رهبری و امکاناتی که دارند را با پائین مقایسه کنید ببینید عضو تیم ها چه می کشند همه بار کار بر روی عضو تیم هاست و همه را گذاشته اند تا همدیگر را بپایند اساس و بنیاد تشکیلات را بر این سوار کرده اند. بیخود که رجوی نمی گوید قیاس را مرز سرخ کنید تا شما فکر نکنیید که برای چه شما باید این وضع را داشته باشید و خود رجوی یا شورای رهبری آن وضع را.

یا می گوید اگر مسئول شما هم همین فردا از سازمان برود پیوند تو با من است یعنی با رهبری یعنی مثلث و این قبیل تلقینات و همان حرفهائی که من را هم بهرحال 20 سال فریفت که در گوش شما فرو کنم. اما اکنون به حکم وظیفه انسانی و وجدان خودم می خواهم به شما بگویم که بیش از این مرغ عزا و عروسی این تشکیلات و بازیچه رجوی نشوید. او که شعارهای ضد امپریالیستی اش هنوز از یادم نرفته چگونه پشت میز مذاکره با آمریکائی ها نشست برای فقط نجات خودش بنابر این به هیچ چیز حتی اصول خودش هم پایبند نیست و باید بگویم که این اردوگاه و خود رجوی هم کنترلش دست آمریکائیهاست و بدانید که آلت دست آنهائید و گرنه تعطیل کردن اشرف برای آمریکائیها کاری نداشت اما چرا تعطیل نکرد و این تشکیلات را منهدم نکرد چون شما خبر نداشتید که این مذاکره و دریوزگی در بالا بعد از سقوط صدام اینبار برای صاحبخانه جدید به قول رجوی تکرار شد.

عقاید کهنه و دیکته شده سازمان را دور بریزید خود را از شر این تشکیلات خلاص سازید. باید رفت به زیر باران و باید شستشو داد.

چقدر خوشحال شدم که دیدم علمدار شایگان هم خود را از بند این فرقه رها کرد شما هم درنگ نکنید و خود را رها کنید. عقاید کهنه و برده ساز و بنده ساز که سالیان این تشکیلات در مغز ما کرده بود مانع تصمیم گیری جدی ما است ولی همین حالا آنها را بکنید و به دور بریزید و از هیچ چیز نهراسید.

این خانواده ها که الان ماههاست اینجا منتظر دیدن عزیران و وابستگانشان هستند به کمک شما آمده اند اما این تشکیلات که مدعی آزادی و دمکراسی است مانع تراشی می کنند و هر چه که لایق خودش و تشکیلات ضد انسانی است نثار این خانواده ها و اعضا جدا شده می کند. هم من می دانم و هم شما و سلسله مراتب تشکیلاتی می دانند که با چه سناریو مشخص شده نفرات اسیر تو اشرف که خانواده هایشان اینجا آمده اند می آورد پشت تلویزیونش که بگویند اینها نامادری و ناپدری هستند. ای وای بر این فریسیان ریاکار و بعد هم حتما خانم مژگان پارسائی می گوید که مجاهدی اینطوری مستحکم شد. البته که من هم فهمیده بودم که مبارزه مسیر عوض کرده است و دیگر مبارزه با امپریالیسم و دیکتاتوری خط مشی نیست بلکه همانطور که گفتم سالیان سال است مبارزه شده مبارزه با همسر و فرزند و خانواده است مبارزه شده است شب و روز در تشکیلات دیگران را پائیدن و گزارش دیگران و بعد هم نشستهای مسخره لایه ای، نوبه ای، عملیات جاری، غسل دعوا و فحاشی به همدیگر و تو سر و کله هم زدن و ایجاد تنفر بین همدیگه و در عوض عشق به رهبری مسخره چرا ؟ برای اینکه آلت دست تمام عیاری باشیم برای جناب رهبری و ذوب شویم در رهبر عقیدتی.

رجوی همیشه می گفت موضوع را سیاسی و بیرونی کنید بروید اونطرف مرز و برگردید اگر واقعا پشمی به کلاهش بود و اگر واقعا راست می گوید پس اینهمه داد و فریاد و شعبده بازی برای ندادن ملاقات چیست و بعد هم شیادانه به گردن اعضا بیندازد و بگوید اینها خودشان نمی خواهند. مگر زمانی که اجازه داده بود تو همین اشرف بچه نگهداری نمی شد تا اینکه بعد حرامش کرد مگر زمانی که اجازه داده بود در یک شب دهها عقد و ازدواج صورت نمی گرفت مگر در همین اشرف اسکان نبود پس حالا هم این خودش است و بیخود به گردن اعضا نیندازد.

رهبر مسخره که هی می گوید بیا .....بیا ..... بیا مثال همان موشی که گفته بود اگر من گربه بشم همچین و همچون می کنم

می گوید بیا که بعد همه فرار تو مقرها و بعد هم پخش موزیک و نشست تفتیش عقاید که صدای ما به گوش شما نرسد اگر راست می گوید بیا بیا چرا یکبارمصاحبه های من را برای شما پخش نمی کند. مگر نمی گوید آزادی مگر نمی گوید دمکراسی یکبار هم بجای اونهمه نشست و حرفهای تکراری تشکیلاتی مصاحبه من و اعضای جدا شده را پخش کند.

همانطور که بارها گفته ام او هر گز اینکار را نمی کنند برای اینکه می خواهد که شما را همچنان در بی خبری و نادانی نگهدارد تا شما همچنان اسیر و سپر بلای خودش و اهداف شومش بکند تا شاید از گندم ری بخورد. تا شاید نفرات همچون صدیقه مجاوری و همچون ندا حسنی خود را برایشان به آتش بکشند.

رهبری دروغگوئی که می گوید بیا بیا بیا رهبری که برای مردم داخل پیام خیزش می دهد اما حالا که تعدادی از همان خلق برای اعاده حق مسلمشان که دیدار با بستگانشان است با هر توصیفی که بگوید آمده اند اینجا آنها منتظر گذاشته و کارگزارانش را توجیه کرده تا انواع اتهامات را به آنها بزند. مگر ما یک روزی نمی خواستیم خلق خود را آزاد کنیم؟ مگر این خانواده ها برادرها و خواهرها و مادرو پدرهای ما نیستند؟ آیا اینها جزو خلق نیستند؟ رجوی از چه می ترسد که اجازه دیدار نمی دهد و آنها را مزدور می نامد ؟ اما بحث این چیزها نیست و او فقط از فرار شما از تشکیلات می ترسد و آن روز فرا خواهد رسید که همین تشکیلات روی سرش خراب شودو به این روز ایمان دارم اما از شما هم می خواهم که درنگ نکنید و بیش از این بازیچه تشکیلات نشوید و خود را از شر آن خلاص کنید.

از این خانواده ها که اینجا هستند و به آنها ئی که در راهند که علی رغم همه سنگینی کار و علی رغم مشکلات فراوان علی رغم هتاکی ها و توهین هائی که به آنها می شود و حتی حمله اوباشانی نظیر هنگامه حاج حسن که مطمئن هستم فقط برای خودنمائی بیشتر برای رهبر مسخره دست به اینکار زده تا احسنت از رهبر دریافت کند به این خانواده ها که به کمک ما آمده اند دست مریزاد می گویم و خدا اجر آنها را خواهد داد و من از خودم گرفته تا همه جدا شده ها به آنها کمک می کنیم و همینطور منتظر هستیم تا نفرات دیگری به جمع ما بپیوندند، همانطور که تا کنون پیوسته و این دکان فریبکاری هر چه زودتر ببندیم خدانگهدارتان منتظریم

پیام خانم سلطانی عضو سابق شورای رهبری مجاهدین به خانواده ها و قربانیان اسیر در قلعه اشرف

 

همچنین پیام اول:

20.04.2010

 پیام صوتی خانم سلطانی خطاب به خانواده های رنج دیده ه که با موی سپید و قلب بیمار و چشمان گریان در مقابل درب قرارگاه اشرف متحصن شده اند

بر روی عکس کلیک کنید

  متن پیاده شده پیام خانم بتول سلطانی خطاب به  قربانیان اسیر در اشرف و خانواده های رنجدیده آنها در مقابل درب قرارگاه اشرف :

سلام به شما خانواده ها مادران و پدرانی که بعضا بیمار  یا سالخورده از ایران یا کشورهای مختلف در انتظار دیدار فرزندانتان جلوی درب قرارگاه اشرف دقیقه شماری می کنید،  و سلام به شما خواهران و برادران گرفتارم در تشکیلات رجوی .

من بتول سلطانی عضو شورای رهبری شما بودم و مثل همین الان شما ، من هم فکر می کردم که بیرون از این تشکیلات همه چیز خراب و در بن بست است و دنیا همین چهاردیواری اشرف است و نمی توانم در بیرون دوام بیاورم ، چرا که سازمان همه چیزم را از من گرفته بود، از اسناد و مدارک گرفته تا حتی فکر اینکه بیرون چگونه مسائلم را حل کنم، می ترسیدم و به همه چیز بد بین بودم و البته که علت همه اینها تلقیناتی بود که از جانب تشکیلات شبانه روز در گوشمان تکرار می شد. من کسی بودم که خودم فرمانهای تشکیلاتی را به شما می دادم و در این راه یعنی راه سازمان از همسرم جدا شدم و دو طفل معصومم را هم از دست دادم با عذر تقصیر خواهی از خدا.

می دانم که خیلی از شما از سر استیصال مانده اید و برخی در یک رودر بایستی با سازمان و هم اینکه از دنیای بیرون شما را ترسانده اند به اطلاع شما برسانم که اکثر بچه های تیف به اروپا رسیده اند و هر کسی زندگیش را خودش انتخاب کرده است. من به خوبی واقفم که با چه شیوه هائی صبح تا شب شما را کنترل می کنند تا شما جدا نشوید و نمی گذارند صدای ما به شما برسد مثل همین اقدام مذبوحانه هفته گذشته اواخر فروردین که اقدام به پخش موزیک برای اینکه صدای بیرون به شما نرسد، می کنند و می خواهند شما را اسیر نگهدارند و سپر بلای خودشان بکنند.

مگر این سازمان مدعی آزادی و دمکراسی نیست پس از چه می ترسد که نمی گذارد صدائی جز صدای سلسله مراتب تشکیلاتی خودش و تلویزیون خودشان چیز دیگری به گوش شما برسد ؟

 آیا شما به این فکر کرده اید که چرا مسعود رجوی 30 سال است که هر سال می گوید امسال سال آخر است امسال سال سرنگونی است و مثال چوپان دروغگو شده است؟

 همانطور که گفتم او می خواهد که شما را اسیر و سپر بلای خودش و اهداف شومش کند، اما می خوام بگویم که در این قرارگاه و به کمک همین خانواده ها برای همگی شما بشارت آزادی از چنگ او را نوید می دهم.  او که برای خودش همه چیز را مجاز می داند از قبیل داشتن همسر و همه امکانات اما چرا برای شما حرام کرده است به چه حقی ؟ حتی پیامبر هم نعوذ بالله این حق را به خودش نداده بود که زنان و مردان را از همدیگر جدا کند و او به چه حقی همه چیز ما را گرفته است؟

 از روزی که پا به دنیای آزاد در اینطرف مرزهای تشکیلاتی گذاشتم فهمیدم که زمین تا آسمان آنچه می گوید با جامعه و بیرون فرق دارد و یک دروغگوی بزرگ است. آنچه که می خواهم به شما پند و اندرز و توصیه بکنم این است که از خواب تشکیلاتی و غفلت بیدار شوید. تا به حال متأسفانه فریب خوردیم ، بیدار شوید و مثل کسانی که همین روزهای اخیر همچون ایمان یگانه که همین روزها جدا شد خود را آزاد کنید و بیائید زندگی تان را در کمال استقلال و آزادی خودتان انتخاب کنید .  لازمه زندگی انسانی ابتدا آزادیهای اجتماعی و فردی است، قبلا یادم هست وقتی آنجا بودم چقدر به شما در مورد خرابی وضعیت تیف می گفتیم و حالا فهمیدم که همه اینها که به ما دستور داده می شد به شما بگوئیم فقط برای این بوده  که کسی جدا نشود و حتی شده یک نفر را هم نگهداریم بهتر است و حالا هم ذهن شما را راجع به پلیس عراق و خانواده ها و جامعه بیرون در مجموع خراب می کنند. از شما می خواهم و پیشنهادم این است و توصیه می کنم که حتی نیاز به گفتن به سلسله مراتب تشکیلاتی نیست و بی خبر و ناگهانی خودتان رأسا اقدام به جدائی کنید چرا که اگر به تشکیلات و مسئولین  بگوئید صد تا نوشته و فیلم و سند از شما می گیرند که بعدا به شما ضربه بزنند و شما را وادار به سکوت کنند بنابر مثل من از هیچ چیز نترسید و فرار کنید.

بیشتر از همه شما افرادی مثل من و شورای رهبری تحت کنترل هستند ولی همانطور که من توانستم فرار کنم بنابر این شما هم می توانید بدون دادن سند دست آنها از آنجا فرار کنید.

مگر ما یک روزی نمی خواستیم خلق خود را آزاد کنیم؟ مگر این خانواده ها برادرها و خواهرها و مادرو پدرهای ما نیستند؟ آیا اینها جزو خلق نیستند؟ رجوی از چه می ترسد که اجازه دیدار نمی دهد و آنها را مزدور می نامد ؟ این چیزی نیست جز اینکه از جدا شدن شما می ترسد همین و بس.  شما را جلوی ماشین های عراقی می اندازند تا کشته شوید، شما را تشویق می کند تا جلو بروید و با پلیس درگیر شوید و خشونت بیافرینید. ببینید به شما می گویم که سران سازمان در همان 49 و همان سیمرغ و در اروپا چه امکاناتی دارند همانجا من دیده ام و در فرانسه و اروپا هم می بینم که چه امکاناتی دارند.

باید در اینجا برای روشن شدن افکار بگویم که علت اینهمه هیاهوی تبلیغات سازمان بر علیه خانواده ها و مزدور نامیدن آنها برای این است که رجوی جان شما را گروگان اهداف خود گرفته است، و دیدار خانوادگی و رسید ن هر صدای مستقیم از بیرون به شما تیر خلاص این هدف شوم است.  بنابر این او تمام توان و دود و دم تبلیغاتی خودش را بکار می گیرد تا مانع از این شود مانع آن شود که خانواده ها به اشرف بیایند مانع آن شود که صدای بیرون به شما برسد جز کسانی که اجیر خودش هستند و دستورات تشکیلاتی را مو به مو اجرا ء می کنند در غیر اینصورت هر که باشد مزدور است. این چه دمکراسی و چه آزادی است؟ سوال دیگر آیا عراق جای ماندن است به کدامین دلیل اینهمه اصرار بر حفظ این تکه زمین می کند و چرا نمی گذارد شما با خانواده ها یتان دیدار کنید؟ از چه می ترسد؟ چرا اجازه نمی دهد تا بیائید  در خارج از سلطه تشکیلاتی ملاقات با خانواده داشته باشید؟ چرا اصرار می کند که خانواده ها را به درون اشرف بکشاند؟  مسلما برای این است که روی آنها کار کند و اهداف خودش را پیش ببرد وگرنه یک دیدار خانوادگی که این چیزها را نیاز ندارد. آیا بیست سال تغذیه و تلقین فکری کافی نیست تا واقعا آن کس که می خواهد دوباره به مناسبات تشکیلات رجوی برگردد؟ و آن کس که نمی خواهد اگر با این دیدارها می رود بنابر این بگذارد برود. بهتر است این سازمان که اینهمه داعیه حقوق بشر دارد بگوید که چرا مانع این دیدار می شود بگوید که آیا عراق جای نگهداری افراد است.

من منبر نوروزی که رجوی برای شما پیام داده بود را کامل گوش کردم واقعا که او خودش یک دجال است و به دروغ می گوید که پای هیچکس به اروپا نرسیده در حالیکه بیشتر نفرات تیف به اروپا رسیدند مگر کسی که به خواست خودش به ایران رفت و هیچ اجباری در کار نیست.

اکنون   هشدار می دهم که رجوی برای شماها نقشه شومی دارد او قتل عامی را در سر برای حفاظت از تشکیلاتش در اشرف می پروراند.او به دروغ گفت که برای من صاحب سلاح بیشتر از خود سلاح ارزش دارد ولی او دروغگو است و صاحب سلاح هیچ ارزشی برایش ندارد و آنچه برایش مهم است فقط و فقط تشکیلات است که آنهم حفاظ خودش است یعنی همه چیز به خودش ختم می شود و بخاطر این است که شما در حفاظت خودش باقی بمانید.

اقدام به کار گذاشتن بلند گو ها توسط این تشکیلات در صد متری درب ورودی و سایر اقدامات ایذائی آنها برای این است که شاید بتوانند واکنش خانواده ها را که در پشت درب هستند را برانگیزند و کار را به خشونت بکشند و با به کشتن دادن اعضا یعنی شما ها کاسه کوزه را بر سر خانواده ها خراب کنند و آنها را دور کنند تاراحت به کارشان مبنی بر بیگاری کشیدن شبانه روز از شما و اسارت شما و ادامه نشستهای تفتیش عقاید و عملیات جاری و غسل و هزار مزخرفات دیگرادامه دهند این اقدامات رذیلانه آنها برای کنترل بیشتر شما است که صدای خانواده ها و کسی از بیرون به شما نرسد و همانند گذشته و همانند دوران خوشی که به کمک استخبارات عراق و دستگاه صدام به کار خودش مبنی بر ادامه اسارت اعضا انجام می داد الان هم ادامه دهد.

من تشکر صمیمانه و قلبی خودم را از این خانواده ها ابراز می دارم و خدا به آنها صبر بدهد که تا پایان راه به شما کمک کنند. و من هم هر کمکی از دستم بربیاید به آنها می کنم. بخصوص خوشحالم که شنیدم خانواده های دیگر هم از سراسر دنیا در راه هستند. آنها مصمم هستند تا آزادی شماها فرزندان خلق تحصن جلوی درب قرارگاه را ادامه دهند من و سایر افراد جدا شده هم به همکاری آنها خواهیم شتافت.  بخصوص که آنها می بینند ما توانستیم از این قلعه فرار کنیم و به جامعه آزاد برویم و دور از کنترل تشکیلاتی و نفر مراقب هنگام تماس با خانواده با خانواده هایمان ارتباط برقرار کنیم این خانواده ها که روزانه تماس هم با من دارند بیشتر انگیزه گرفته اند که برای آزادی شما تلاش کنند.

پیروز باشید