ما اهل اشرف هستیم (قسمت دوم)

اندر احوالات گرفتن و رها کردن کبوتر و رنگ جنبش بنفش

حسن زبل، وبلاگ حسن زبل، چهارم ژوئیه 2010
http://hasanzebel.blogfa.com/post-769.aspx

بله در قسمت اول داشتم سفت و سخت از سازمان مجاهدین دفاع میکردم و بحث این بود که درست است که برادر مسعود گفته اما الزاما نباید هر چیزی تغییر کمی کند تا بعد بشود کیفی و مثال زدم که ارتش آزادیبخش تغییرات کمی و کیفی اش را کرده و چیزی نشده ؛تغییر کمی اش در بین نیروها بوده که هی کم شدند و تغییر کیفی اش در رهبری وبرادر مسعود که هی انقلاب کرده و کیف .؛در مورد گردهمآیی بزرگ "ایرانیان"هم حکم تغییرات کمی و کیفی وجود صادق است ؛ دیگراین تجمع ها تغییرات کمی خودشان را کرده اند و هر چه توانستیم نفر جمع کردیم ؛ انصاف هم خوب چیزی است بیشتر از شام و ناهار و خرج سفر و تفریح و گردش در پاریس که نمیشود به کسی داد ، ما اینها را دادیم و همین مقدار آمدندکه دبیرخانه شورا شمارش کرد و رُند کرد,شدند صدهزار. البته من قبول ندارم که سازمان در اعلام تعداد شرکت کنندگان دروغ گفته باشد ؛ممکن است حالا در جمله "گردهمآیی بزرگ و صدهزارنفره ایرانیان در پاریس کلمه ایرانیانش دارای مشکلاتی باشد ؛ اما تعداد صدهزارنفرهیچ اشکالی ندارد و مو لای درزش نمیرود بعضی از معاندین ایراد میگیرند که آن قسمت زمین جای صد هزارنفر ندارد؛ این افراد با قوانین یک سازمان انقلابی آشنایی ندارند ؛ باور کنید اگرسازمان ما صدهزار هوادار داشت حتما توی نصف این زمین هم جایشان میداد یعنی قوانین لازم برای جا دادن آنها را داشت ؛ الان هم که ندارد باز سازمان قوانین لازم برای شمارش افراد را دارد ؛ مثلا وقتی کسی به اندازه سه نفر غذا میخورد خب باید در تظاهرات هم او را سه نفر حساب کرد ؛ یا وقتی ما برای کلی آدم در هتل جا رزرو کردیم و نیامدند باید اتاقهای خالی آنها را هم حساب کرد وگرنه حرمت آنهائی که نیامدند زیر پا گذاشته شده و میگویند مخالفینتان را که نیامدند آدم حساب نکرده اید؛ تازه برادران مسئول شمارش, ما سه چهار هزار نفر هم که در اشرف مستقیم این برنامه را میدیدیم جزو حاضرین حساب کردند و معلوم است که هرکدام ما نماینده هزاران زن و مرد ی هستیم که یا قبلا در اشرف بودند و رفتند و یا دلشان خواسته بیایند و یا اسم اشرف را شنیدند.مثل اینکه از موضوع اصلی پرت افتادم ؛ اصلا به شما چه صدهزار نفر بوده یا چهار هزار نفر؛حیف اون همه چتر و پرچم و کلاه و عکس و بادکنک وتیشرت که سازمان درست کرده که بلکه هرکدام یک نفر حساب شود و شما نپرسید چند نفر؛ اما بحث ما تغییر کمی بود و گفتم که این جلسات و گردهمآیی ها تغییر کمی خودش را کرده و حالا باید در جلسه آینده تغییر کیفی کند ؛ البته همانطور که گفتم اگر هم نکرد مشکلی نیست و این قانون گاهی عمل میکند گاهی نمیکند اما در هر دو حال نتیجه اش پیروزی است ؛ یکی دیگر از نمونه های تغییر کمی وکیفی همان پراندن یا رهاندن کبوتر است که خواهر مریم بعد از آزاد شدن از زندان فرانسه یکی اش را رها کرد ؛ البته برادران روابط خارجی و مسئولین رده بالا مثل برادر مهدی که گرفتن کبوتر بلد نبودند ؛ اگر برادر مهدی ابریشمچی کبوتر بازی بلد بود که خواهر مریم از دستش نمیپرید ؛ خود برادر مسعود هم که فعلا حضور فیزیکی ندارند و با حضور معنوی هم نمیشود کبوتر گرفت ؛برای همین سازمان برای گرفتن همان یک کبوترهم با مشکلات زیادی مواجه شد و البته کبوتر هم با مشکلات زیادی روبه روشد و فی المثل همانطور که در عکس مشاهده میکنید یک بالش شکست ،البته همان موقع هم دشمنان به حال کبوتر دل سوزاندند وآن را تشبیه کردند به بریده ها و گفتند یک کبوتر هم از چنگ مریم رجوی پرید ؛ درهرحال آن یک کبوتر بعدها شد سی کبوتر به نشانه سی مرغ و بعدها شد دویست کبوتر که دیگر تغییر کمی اش را کرد و تمام شد ؛ حالا یک عده ایراد میگرند که چرا قرار بود در این گردهمآیی بزرگ ایرانیان کبوتر ول یا رها کنند ونکردند؟ . طبق همین قانون که بحثش بود اگر میکردند یا بازهم باید تغییر کمی میکرد و مثلا صدهزار کبوتر ول میکردند که قبل از ول کردن باید اول این صدهزارکبوتر را گرفت که خودش ماهها و سالها طول میکشید و ممکن بود آمریکا حمله کند وایران را بگیرد و در همان حال مسئولین واعضا ی سازمان هنوز دنبال کبوتر باشند بعد این صدهزار را کجا نگه دارند و ..... اگر هم سازمان میخواست تغییر کیفی بدهد باید بجای کبوتر چیز دیگری هوا کند که بعد از اینهمه سال حتی عقاب و شاهین و باز و این چیزها برای تغییر کیفی کوچک بودندو باید حداقل در تاورنی خواهر مریم فیلی چیزی هوا میکرد که بشود گفت تغییر کیفی کرده ؛ پس بعضی جاها هم میشود بیخیال تغییر کمی و کیفی شد و ولش کرد بحال خودش .اما در باره رنگ بنفش هم که باز ایراد میگیرند چرا بنفش مگر به خیلی ها نگفتند که این تجمع برای جنبش سبز است و این حرفها حالا چی شد که جنبش سبز شد جنبش بنفش؟ انتخاب هوشیارانه رنگ بنفش توسط خواهر مریم چند دلیل استراتژیک بزرگ و انقلابی دارد اول اینکه رنگ بنفش طبق گفته کارشناسان مُدکاملا به خانم رجوی و بخصوص به لباسی که پوشیده بود میآید و درعکس قشنگ می افتد ؛ دوم اینکه رنگ بنفش نشانه بزرگی و قدرت است ؛ حتما گوریل انگوری را یادتان هست که بنفش بود و پانزده متری؛ سوم اینکه وقتی جنبش سبز از چپ و راست و میانه و داخل و خارج و سکولار و غیره اش سازمان ما را به حساب نمیآورند و هر جا هم که شده علیه ما حرف میزنند ؛ خواهر مریم چه خیری از رنگ سبز دیده حالا مثلا پول بدهد بادکنک و چتر و کلاه و پرچم سبز درست کند که مثلا فردا همان پرچمها را ببرند در جلساتی که علیه ما حرف میزندتکان بدهند که چه؟ از قضا باید رنگی انتخاب میکرد که با هرچه ترکیب شود یا حتی اگر شسته شود و آفتاب بخورد عمرأ سبز نشود ؛ بنفش هم بقول آن که ازش پرسیدند که بنفش چه رنگی است و جواب داد : قرمز دیدی؟ آبیش! . هر رنگی بشود سبز نمیشود. و با این ابتکار از این به بعد رنگ بنفش میشود رنگ جنبش و مردم در هر حرکتی در داخل و خارج بنفش میپوشند و بنفشه میکارند وجیغ بنفش میکشند و میخوانند بنفشه بنفشه دریا کنار آمد ....... و غیره و اگر رنگ بنفش جانیفتد باز هم مشکلی نیست خواهر مریم توانمندی عوض کردن صدرنگ دیگر هم دارد؛ اما این بحث هنوز ادامه دارد و بنده میخواهم حسابی از مواضع سازمان در همه زمینه ها دفاع کنم در قسمت سوم میخواهم در باره شایعاتی که در باره برادر مسعود هست توضیح بدهم که بالاخره در رابطه با شیر همیشه بیدار متوجه بشوید که رسیده وقت دیدار یا نه همه رفتیم سرِکار