نگاهی گذرا به آنچه مریم قجر
عضدانلو درتاورنی بیان کرد - قسمت دوم




محمد کرمی، وبلاگ عیاران،
پاریس، شانزدهم ژوئیه 2010
http://mohamadkarami.wordpress.com/
لینک به قسمت اول
http://iran-interlink.org/index.php?mod=view&id=8376
در قسمت اول این مقاله
نگاهی به سخنرانی مریم قجر عضدانلو کردیم در این قسمت یقه
درانی و آه و ناله برای اربابان که این کارها کم است بیشتر
کنید و…. را باهم مرور می کنیم
« … .نظر ما قطعنامه جديد
شوراي امنيت و تحريمهاي جداگانة آمريكا و اروپا لازم بود،
اما كافي نيست. در عين حال، تأكيد داريم كه در اجراي مفاد
آن تعلل نكنيد! !؟؟ » این هم از ادعای خلقی ها کسانی که دم
از خلق میزنند . به خاطر نفس به قدرت رسیدن خود حاضر هستند
که خلق قهرمان را به زیر شدید ترین فشار های اقتصادی قرار
بدهند . این طور میمون وار برای اربابان خودشان جست و
خیزمی کنند که این تحریم ها کم است باز هم بیشترش کنید !
این در حالی است که اکثر مخالفین پاسدار احمدی نژاد ،
فعالین حقوق بشری در دنیا با این تحریم ها مخا لف هستند ،
مطرح می کنند که با این تحریم ها این مردم هستند که تحت
فشار قرار می گیرند . شاخص ترین این افراد خانم دکتر شیرین
عبادی برنده جائزه صلح نوبل است که قاطعانه با این تحریم
ها مخالف بود و موضع خود را هم اعلام کرده است . « …. ما
ميخواهيم تمام محدوديتهايي كه بر اساس سياست مماشات عليه
مقاومت ايران در اروپا و آمريكا وضع شده از بين برود.
اكنون نوبت جمع كردن
پروندة توطئهگرانه و بيپايهيي است كه 9 سال است در
فرانسه عليه مقاومت ايران عمل ميكند.
زمان برچيدن بساط ننگين
نامگذاري تروريستي عليه مجاهدين در وزارت خارجه آمريكاست.
برشماست كه به حق مردم و
مقاومت ايران براي تغيير رژيم اذعان كنيد، شوراي ملي
مقاومت را به رسميت بشناسيد » دراین سخنرانی هم رسماً
نوکری و غلام حلقه به گوش بودن خود را به ابر قدرت هائی که
باید بشوند را اعلام می کنند . البته این برای چندمین بار
است که در سخنرانی ها عمومی اعلام می کنند ، در در طی
سالیان در عمل هم ثابت کرده اند . به خصوص در این 9 سال
اخیر که سنگ تمام هم گذاشتند . اما این فرقه با هر نامی که
می خواهد باشد سازمان مجاهدین خلق یا شورای ملی مقاومت ویا
…… اینها دستمال کاغذی هائی هستند که تاریخ مصرف انها دارد
به پایان میرسد . به خاطر جنایت هائی که در طی سالیان
انجام داده اند از جمله مخالفین خود را زندان کردند
وتعدادی در زیر شکنجه کشتند و تعدادی حذف فیزیکی شدند و
خود سوزی های درون فرقه و…. در جریان خود سوزی ها ی 17ژوئن
2003 و دیگر جنایات . مصبب اصلی این جنایات کسی بجز رهبری
این باند نیست . باید در دادگاه های بین المللی محاکمه شود
.
« ….. شما يك به يك، در
كسب آزادي براي ايران مسئوليت سنگيني بر عهده داريد.
از اين جا كه ميرويد و به
محل كار و زندگي خود در سراسر اروپا، آمريكا، كانادا و
استراليا كه برميگرديد، تلاش براي پيروزي قيام و دفاع از
اشرف را سازمان دهيد.
دولتها را وادار سازيد كه
سياست خود را به سود مردم ايران تغيير دهند.
و اين شماييد كه سياست
جهان را دوباره ميسازيد. پس با خود و مردمتان تجديد پيمان
كنيد و نشان دهيد كه براي آزادي و رهايي مردمتان بر عهدي
كه با آنها بستهايد، استوار و حاضريد. » با ید به سلطانه
خانم مریم قجر عضدانلو یاد آوری کنم . اولا : آن تماشاچی
های که برای سخنرانی وی آورده شده بودند فقط برای آن روز
بود ، آن هم هزینه بسیار زیاد . دوما ً انها ایرانی نیستند
و هم این طور تحت فرمان شما نیستند که شما برای آنها فرمان
صادر می کنید که در کشورهایشان برای شما چه کارهائی انجام
بدهند . سوماً مسله ایران به مردم ایران ربط دارد به هیچ
اجنبی ربط ندارد ، خلقی که به پا خواسته و خون داده خودش
زبان هم دارد که از حقش دفاع کند این مسله به شما ها هیچ
ربطی ندارد . چهارماً :آنهائی که از کشور های دیگر در آن
گرد همائی شرکت کرده بودند فکر نکنم مانند شما وطن فروش
باشند ، به مردم خود خیانت کرده باشند و خیانت بکنند که به
خواهند مردم خود را برای قدرت و زندگی خفت بار خود بفروشند
. برای آنها وطن یعنی ناموس و همه چیز مانند شما بی وطن
نیستد . این را از صحبت هائی که با بعضی از همان شرکت
کنندگان داشتم به وضوح بیان می کردند . « شوراي ملي مقاومت
ايران مسئوليت بزرگ ـ و بگذاريد بگويم طاقت فرسايي ـ به من
محول كرده است. به همين خاطر، تجديد عهد را بايد از خودم
شروع كنم.
دراين لحظه البته اندوه
مادران داغدار را در نظر دارم و دردها و رنجهاي همة مردم
ايران بهويژه زنان، و آرزوهاي نسلي را كه توسط خميني
جلاد و جانشينانش پرپر شد…
در برابر شما و در پيشگاه
مردم ايران تجديد پيمان ميكنم براي احياي همة خونهايي كه
نثار آزادي ايران شد. تجديد پيمان ميكنم براي بناي
جامعهيي نوين بر اساس آزادي، برابري، دموكراسي، احترام به
حقوق بشر و جدايي دين و دولت؛ براي جامعهيي بر اساس
برابري زن و مرد كه در آن زنان در رهبري سياسي جامعه
مشاركت برابر و فعال داشته باشند؛ براي ايراني كه در آن
هموطنان كرد و بلوچ و عرب ،و همه آنهايي كه از ستم مضاعف
رنج ميكشند، به حقوق و آزاديهاي برابر دست يابند؛ براي
كشوري كه در آن جوانان بدون سركوب و محدوديت، بتوانند
استعدادها و خلاقيت خود را شكوفا كنند و در ادارة امور
جامعه نقش شايسته داشته باشند.
براي يك ايران غير اتمي كه
خواهان صلح و همزيستي مسالمت آميز با همسايگان و روابط
ديپلماتيك با همه كشورهاي جهان است.
براي اين آين آينده پرشور
دعا ميكنم و از خدا ميخواهم تا آخرين لحظه و تا آخرين
نفس، مرا شايسته گرداند.
در اين پيكار بي امان،
بهجز لطف خداي بزرگ، به جز راهبري چون مسعود و به جز
عنايت و حمايت شما چيزي ندارم. اما همين ها همه چيز است …
چه نيرويي از عشقها و
عاطفهها و از اشكها و دعاهاي شما مؤثرتر؟ و چه قدرتي از
همبستگي خالصانه شما بالاتر؟
پس به پشتوانة شما به پيش
ميرويم. و همگان را فراميخوانيم تا گرداگرد مشعل و پرچم
سرنگوني رژيم و براي آزادي مردم ايران بهپاخيزند. »
اولا : تعریف کیند که
شورای ملی مقاومت !؟ چه کسانی هستند ، جانیانی که این
معجون را تشکیل می دهند در کجا هستند ؟
برای روشن شدن قضیه به
صورت مختصر به این مسله اشاره می کنم . شورای ملی مقاومت
که در سال1360 تشکیل شد ، شامل احزاب و سازمانهای سیاسی و
تعدادی هم از شخصیت های سیاسی مطرح در ایران بودند که به
خارج از ایران کوچ کرده بودند که در ایران نمی توانستند
فعالیت کنند . برای اعضاء تشکیل دهنده شورای آن زمان ، بر
اثر مرور زمان دست سازمان محاهدین رو شد که چه هدف وسیاستی
را دارد دنبال می کند ، که بعضا ًبه جد بدنبال ان بودندکه
این شورا را اصلاح کنند و نگذارند که از هدف خود دور شود .
اما هرچه به عمق آن پی بردند و با خان ابله بر سر موضوع
صجبت کردند دیدند که بی نتیجه است . سازمان ها و احزاب و
شخصیت های سیاسی که واقعا ٌ مستقل بودند و نمی خواستند وطن
خود را بفروشند و آلوده این جنایت شوند . که فردا مانند
خائنین سابق به وطن مانند : بقائی و حزب توده و…. مورد لعن
و نفرین نسل های آینده قرار گیرند . بهترین راه را خارج
شدن از شورای ملی مقاومت دیدند . الان نگاهی به ترکیب این
شورا بیندازید می بینید که به جزء شش نفر مواجب بگیر که
عبارتند از : کریم قصیم ،پرویز خزائی ، منوچهر هزار خانی ،
اسکندر فیلابی ، مهدی سامع و همسرش ، مابقی اعضاء تشکیل
دهنده تماماً فرماندهان و مسئولین ارشد مجاهدین هستند ، که
دست همه آنها الوده به جنایت و خیانت به مردم ایران و خاک
ایران است . بعضاً هم دستشان آلوده به خون مردم و اعضاء
مخالف که در سیاه چاه های فرقه سر به نیست شدند . به جز سه
چهارنفر از مواجب بگیران تمام افراد یا در قلعه اشرف زندگی
می کنند یا در قلعه اورسوراواز زندگی می کنند . شورای ملی
مقاومت هم نام مستعار سازمان مجاهدین است و به همین دلیل
توسط امریکا در لیست سیاه تروریستی قرار داده شده است . در
حال حاضر خیلی از کشور های اروپائی باز هم آنها را جزء
گروه های ترویستی می دانند . پس خانم قجر عضدانلو سرکرده
تمامی این باند در غیبت کبری خان ابله شما هستید و خودتان
، خودتان را موکل مردم کردید . جنبشی که یک فاز از شما
جلوتر است و در صحنه و میدان رزم دارد می جنگد و خون می
دهد . نیازی به شما وطن فروشان ندارد . شما ها ارزانی همان
اربابان خودتان باشید که شاخص وسمبل آنها در خیمه شب بازی
شما شرکت کرده بود . این برای مردم ایران ننگ است که فردی
مانند جان بولتون که شما وی را برسر خود گذاشته و با اب
وتاب از وی تمجید می کنید ، حتی در داخل کشور امریکا هم
شناخته شده است که خیلی سریع از صحنه سیاسی آن کشور حذف شد
. از باند شما حمایت کند . آیا این ننگ نیست که شما دائم
دارید نامه می نویسید به آقای اوباما ، مجلس سنا و کنکره
امریکا که شما را به خدمت بگیرند . آیا این ننگ نیست که
تحت نام ایرانی از امریکا و اتحادیه اروپا به اصرار می
خواهید که تحریم ها را بر علیه مردم ایران بیشتر و بیشتر
کنید. کدام ایرانی و فعال حقوق بشری در دنیا چنین درخواستی
را دارد. خانم شیرین عبادی مخالف تحریم است به دلیل اینکه
به مردم عادی آسیب می رساند . « اقای کریستوف دومارجری
مدیر شرکت توتال از تصویب تحریم های جدید علیه ایران
انتقاد کرد و بیان کرد که تحریم ها به مردم عادی این کشور
آسیب می رساند و مخلوط کردن موضوعات مدنی و سیاسی اشتباه
جدی است » ای ایرانی نما ها که برای به قدرت رسیدن حاضر
هستید که خلق قهرمان و وطن ایران را به هرکس و ناکسی تاراج
دهید دست خر کوتاه . سلطانه خانم مریم قجر عضدانلو شما دم
از آزادی وبرابری و دموکراسی و حقوق بشر می زنید !!؟ شما
ها اگر راست می گوئید اسیران در قلعه اشرف و قلعه اور
سوراواز را رها بگذارید که برای سرنوشت خودشان تصمیم
بگیرند . الان بیش از پنج ماه است که خانواده ها ، پدر و
مادر های پیری که آفتاب زندگی شان بر لب بام است . آمده
اند که با فرزندانشان دیداری داشته ، آن هم در این آب و
هوای طاقت فرسائ عراق که به دستور شما از این کار ممانئت
به عمل آمده است ، به هیچ وجه حاضر نیستید که ملاقات بدهید
. آن وقت دم از دموکراسی وحقوق بشر می زنید . قسم حضرت
عباس را باور کنیم یا دم خروس را . ترس و واهمه شما از چی
است ؟ خودتان بهتر از هر کس می دانید که اگربا ملاقات ها
موافقت کنید بیش از 75% از آن اسیران شما را ترک خواهند
کرد . شما از وجود اسیران برای حفظ فرقه سپر انسانی درست
کرده اید . در جریان حمله آپاچی ها به مرکز فرقه در سال
گذشته عده ای را به دم تیر و تبر فرستادید که یازده تن
کشته شدند ، این ها جنایت است . به امید آن روز که به خاطر
جنایت هایتان در دادگاه های بین المللی به محاکمه کشیده
شوید . محمد کرمی
oyanyoldash@yahoo.com