نقش دو زن مامور فرقه رجوی در واقعه ای که منجر به انتقال خانم عبداللهی به بیمارستان شد

(تصحیح همراه با پوزش)


(خانم عبداللهی در اثر این واقعه به بیمارستان بغداد منتقل گردید)

بنیاد خانواده سحر، بغداد، دوازدهم اوت 2010
http://www.saharngo.com/fa/story/1382

در گزارش واقعه برخورد خانم عبداللهی با نفرات سازمان در روز چهارشنبه 13 مرداد 1389 که تعداد 14 تریلر همراه با نمایندگان سازمان ملل متحد در عراق (یونامی) و نیروهای آمریکائی و عراقی وارد پادگان اشرف میشدند گزارش شد که خانم عبداللهی به سمت خودروی یونامی رفته و سعی داشته خود را به زیر آن بیندازد. این گزارش دقیق نبوده و ماجرا به این صورت بوده است.

زمانی که خانم عبداللهی تلاش داشته به سمت خودروی نفرات یونامی برود یک خودروی سازمان که دو زن سرنشین آن بودند راه او را سد کرده و اجازه این کار را نمیدهد. در واقع خودروی سازمان به صورت تهاجمی به سمت خانم عبداللهی میرود تا مانع رسیدن وی به خودروی نفرات یونامی شود که وی در لحظه تصمیم میگیرد خود را به زیر آن خودرو بیندازد که راننده خودرو را کنترل کرده و تصادمی صورت نمیگیرد. نفرات یونامی و سربازان آمریکائی و عراقی همگی شاهد این ماجرا بودند.

در گزارش قبلی اشتباها خودروی نفرات یونامی قید شده بود که به این وسیله تصحیح میگردد.

بنیاد خانواده سحر
بغداد – 11 اوت 2010

-----------

همچنین:
http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=8551

تنها خداست که باید حق ما را از رجوی بگیرد

(خانم عبداللهی به بیمارستان منتقل شد)

.

... روز چهارشنبه 13 مرداد 1389 تعداد 14 تریلر شامل محموله های داروئی، غذائی، سوخت و ... از دروازه اصلی پادگان فرقه ای اشرف در مقابل خانواده های متحصن وارد پادگان شد. نمایندگان سازمان ملل متحد تحت حفاظت نیروهای آمریکائی همراه با نماینده دولت عراق این محموله را همراهی میکردند و خانواده ها که در شرایط بسیار سختی به تحصن خود ادامه میدهند مشغول تماشای ورود تریلر ها به داخل پادگان بودند. در این بین ناگهان خانم عبداللهی یکی از مادران متحصن در ورودی اشرف از جای خود بلند شد و به جانب آنان رفت و ...

بنیاد خانواده سحر، بغداد، هفتم اوت 2010
http://www.saharngo.com/fa/story/1379

روز چهارشنبه 13 مرداد 1389 تعداد 14 تریلر شامل محموله های داروئی، غذائی، سوخت و . . . از دروازه اصلی پادگان فرقه ای اشرف در مقابل خانواده های متحصن وارد پادگان شد. نمایندگان سازمان ملل متحد تحت حفاظت نیروهای آمریکائی همراه با نماینده دولت عراق این محموله را همراهی میکردند و خانواده ها که در شرایط بسیار سختی به تحصن خود ادامه میدهند مشغول تماشای ورود تریلر ها به داخل پادگان بودند.

در این بین ناگهان خانم عبداللهی یکی از مادران متحصن در ورودی اشرف از جای خود بلند شد و به جانب آنان رفت و چند قدم به دنبال آنها وارد پادگان شد تا شاید بتواند با یکی از نمایندگان ملل متحد صحبت کند و خواسته خود را بگوش آنان برساند. ولی عناصر فرقه رجوی مانع ورود وی شده و بلافاصله نمایندگان مربوطه را بداخل محل خود جهت پذیرائی بردند.

آنها بعد از بیرون آمدن از محل پذیرائی فورا سوار ماشین های خود شده و در حال خروج از پادگان بودند که خانم عبداللهی مجددا سعی در ایجاد ارتباط با نمایندگان ملل متحد نمود که باز عناصر فرقه مانع شدند. خانم عبداللهی خود را به چند متری سیم های خاردار رساند تا به هر نحو شده با هیئت مربوطه گفتگوئی داشته باشد که یکی از زنان عضو فرقه او را تهدید کرد و به وی گفت: "اگر جرأت داری یک قدم جلوتر بیا" که خانم عبداللهی تهدید وی را نادیده گرفت و تا یک متری نفرات فرقه که حدود 15 نفر بودند رفت که آنها راه وی را سد کردند. سپس او با فریاد به عناصر فرقه در محل گفت: "شما که بلدید آدم بکشید بیائید مرا هم بکشید. شما پسرم را دزدیده اید. چرا نمیگذارید او را ببینم؟" تعدادی از افراد فرقه سرشان را پائین انداخته بودند و چیزی نمیگفتند.

خانم عبداللهی که بعد از شش ماه انتظار بی حاصل در شرایط بیماری طاقتش تمام شده بود به عنوان اعتراض و در حالتی که دیگر شرایط عادی نداشت خود را جلوی خودروی حامل هیئت نمایندگان ملل متحد که به سرعت خارج میشدند انداخت که خوشبختانه راننده توانست به موقع خودرو را منحرف نماید و خانم عبداللهی البته بیهوش بر زمین افتاد و به بیمارستان منتقل شد و تا امروز (شنبه) هنوز بهبودی کامل حاصل نکرده است. خانم عبداللهی این مادر دردمند و رنج کشیده که در شرایط جسمی نامناسب با فشار خون بسیار بالا در گرمای طاقت فرسای عراق صرفا برای دیدار پسرش پایداری و مقاومت نموده است به مسئولین بنیاد خانواده سحر گفت: "من قصد ایجاد مشکل و زحمت برای کسی نداشتم. در آن شرایط با خودم گفتم تا خونی از ما مادران و خانواده ها ریخته نشود کسی بفکر ما نیست. وقتی مقاله اگر این مادران آمریکائی بودند را خواندم احساس کردم که انصافا به حق نوشته شده است. بعد از شش ماه تحصن در شرایط سخت در مقابل اشرف به این نتیجه رسیده ام که تنها خداست که باید حق ما را از رجوی بگیرد".

بنیاد خانواده سحر – بغداد
شنبه 7 اوت 2010


(هیچ چیز بجز یک ملاقات ساده با فرزندش نمی خواهد)