فرقه مجاهدين خلق در تنگنائي تاريخي

نگاهي تحليلي بر آخرين وضعيت فرقه مجاهدين خلق

محسن عباسلو،كانون آوا، پنجم اکتبر 2009
http://www.iran-aawa.com/c018.htm

mohsen.abbaslou@iran-aawa.com

روند و جهت تحولات كشورهاي ايران و عراق شرايطي بسيار سخت را براي فرقه مجاهين خلق بوجود آورده و آنان را در بن بستي پيچيده و دشوار قرار داده است.

اين فاز جديد با واگذاري كنترل پادگان عراق جديد(اردوگاه كار اجباري اشرف سابق) توسط نيروهاي اشغالگر امريكائي به نيروهاي عراقي آغاز گرديد.

سرآغاز اين امر را فرقه مجاهدين خلق با به آشوب و درگيري كشانيدن روند اجرائي كنترل پادگان عراق جديد توسط نيروهاي پليس عراق،خونين آغاز كرد. در جريان اين درگيري تعدادي از اعضاي فرقه بيهوده كشته شدند.

پس از اين واقعه دردناك سركرده گان فرقه به جاي اينكه به قوانين دولت مردمي عراق گردن نهاده و تصميمي معقولانه اتخاذ كنند دگر بار حماقت به خرج داده و خود را وارد بازي بي نتيجه و عبث كردند. اين بازي جديد همان نمايش اعتصاب غذاي اعضاي گرفتار فرقه جهت باجگيري از دولت عراق ميباشد. هم اكنون اگر اعضاي فرقه واقعاٌ در طول اين مدت كه بالاي 64 روز ميباشد در اعتصاب غذا بوده باشند از اين به بعد بايد متأسفانه شاهد مرگ بيهوده اعتصاب غذا كننده گان باشيم.

با شروع اعتصاب غذاي اعضاي فريب خورده فرقه، سركرده گان آن هدف خود از اين امر را كنترل مجدد پادگان عراق جديد توسط نيروهاي اشغالگر آمريكائي و آزادي 36 تن از اعضاي فرقه كه در جريان روند تسلط دولت عراق بر پادگان به دليل برپا كردن آشوب و در گيري با پليس عراق دستگير شده بودند، اعلام نمودند.

پس از آنكه سركرده گان فرقه با عدم توجه دولت عراق و ساير نهادها و دول بين المللي در برابر نمايش اعتصاب غذا مواجه شدند، آنان آرام آرام درخواست كنترل مجدد پادگان عراق جديد توسط نيروهاي اشغالگر آمريكائي را كمرنگ كرده و بر روي درخواست آزادي 36 آشوبگر زنداني شان تمركز بيشتري نمودند.

اين درخواست غير قانوني مسئولين فرقه نيز با بي توجهي دولت عراق مواجه شده و طبق آخرين اخبار، اين افراد از زنداني در شهر خالص به زنداني در بغداد جهت محاكمه در دادگاه، منتقل شده اند.

بايد ياد آوري كنم كه هدف اصلي تمامي اين اقدامات فرقه تلاشي در جهت ماندن در عراق بوده و تمامي اقدامات دولت عراق نيز در جهت اخراج اعضاي فرقه از عراق ميباشد،امري كه دولت عراق در آن كاملاٌ جدي و مصمم است.

از اينرو بايد گفت كه نمايش اعتصاي غذاي اعضاي فرقه با شكست مواجه شده و هيچ دستاوردي را براي فرقه به همراه نداشته است و تنها اسراي فكري فرقه را به سوي مرگي دردناك پيش ميبرد.

در حيطه اي ديگر فرقه خرابكار و آدمكش مجاهدين خلق هميشه مدعي بوده كه اپوزوسيون اصلي رژيم ايران بوده و با تبليغات گسترده حول اين امر در مقطعي توانسته بودند تعداي از سياستمداران فرصت طلب و يا كم خرد و نا آگاه غربي را فريب داده و با خود همراه نمايند.

اما با تحولات صورت گرفته پس از انتخابات رياست جمهوري در ايران، اين برگ بازي هم از فرقه گرفته شد. امروز جامعه جهاني و دولتهاي غربي تمركز اصلي شان بر روي معترضان به انتخابات اخير در ايران بوده و اين افراد را به عنوان اپوزوسيون دولت ايران به رسميت ميشناسند.

كشورهاي غربي كه از سياستهاي دولت ايران ناخرسند بوده امروز اميدوارند كه جنبش سبز ايران بتواند تحولات و تغييراتي را در ايران بوجود آورده و سياستهاي دولت ايران را به سوي تعادل و تعامل با جامعه بين المللي پيش ببرند.

در واقع اين دولتها جنبش سبز ايران را يگانه اپوزیسيوني ميدانند كه ميتواند منشأ تغييرات و دگرگوني در ايران باشد و ادعاي فرقه مبني بر اينكه آنها يگانه اپوزوسيون دولت ايران ميباشند در ديد دول غربي امروز ادعائي كاملاٌ پوچ و خنده دار به نظر ميرسد.

اين تغيير نگرش اين دولتها و چشم اميد بستن آنان به اپوزوسيون داخلي دولت ايران نيز عرصه را بر فرقه تنگتر نموده تا جائي كه سركرده گان فرقه به تكاپوئي وافر وادار شده و دست به هر كاري ميزنند كه بار دگر توجه جامعه جهاني را به خويش جلب نمايند.

به طوري كه در تازه ترين اين اقدامات، فرقه با برپائي يك كنفرانس خبري در اروپا و نشان دادن يكسري اطلاعات ماهواره اي و چندتا اسم مدعي شده كه در دو مكان در ايران رژيم در حال توليد بمب اتمي ميباشد.

هر چند كه اين اقدام فرقه بار دگر سياست خائنانه فرقه در قبال ايران را زنده مينمايد اما اين اقدام آنان نيز با بي محلي دول غربي مواجه شده به گونه اي كه اين رزوها شاهد برگزاري مذاكرات و گفتگوهاي گروه 5 با اضافه يك با رژيم ايران هستيم.

بايد به اين نكته نيز توجه ويژه داشت كه در اين مذاكرات براي اولين بار نماينده دولت آمريكا نيز فعالانه در اين مذاكرات شركت داشته و با نماينده رژيم ايران بر سر يك ميز نشسته و مشغول رايزني ميباشند.

تمامي اين تحولات حاكي از نقش بر آب شدن تمامي نقشه ها و سياستهاي فرقه مجاهدين بوده و امروز فرقه در انزوائي كم سابقه قرار گرفته است. بي شك اين امر ناشي از مرگ سياسي فرقه مجاهدين خلق ميباشد.

كارت بازي با مجاهدين خلق ديگر هيچ ارزشي براي حامييان غربي شان نداشته و دول غربي نيز به بي اثري و بي ارزش بودن اين كارت پي برده اند.

با توجه به اين تحولات بيرون آمدن فرقه از اين شرايط و باز گشت به شرايط عادي دور از ذهن به نظر ميرسد. تمامي اين تحولات چند ماهه اخير فرقه مجاهدين خلق را در تنگائي تاريخي و مرگي غير قابل پيشگيري قرار داده است.

شايد تنها راه نجات آنان اعلام انحلال رسمي فرقه از سوي سركرده گان فرقه باشد. امري كه با توجه به پيشينه سركرده گان فرقه دور از ذهن به نظر ميرسد. مسئولين فرقه آنقدر حماقت سياسي داشته كه نميتوانند يك تصميم معقولانه و آبرومندانه بگيرند. بنابراين در آينده اي نزديك شاهد مرگ تمام عيار و ذلت بار فرقه خواهيم بود.