نادر رفيعي نژاد،شكنجه گر وحشي اشرف

محسن عباسلو، كانون آوا، دوم دسامبر 2009
http://www.iran-aawa.com/c033.htm

چندي پيش يكي از سرشكنجه گران گشتاپوي مخوف اشرف به زباله دان تاريخ ايران زمين پيوست. نادر رفيعي نژاد از زمان حكومت شاه خائن فعاليتهاي خشونت طلبانه خويش را شروع كرد و به همين دليل نيز مدتي در زندانهاي رژيم شاه زنداني بود.

نامبرده كه شخصيتي خشونت طلب و داراي روحيه اي فاشيستي بود در اوايل پيروزي انقلاب ضد سلطنتي مردم ايران به بيدادگاهاي انقلاب رژيم پيوسته و كمر به قتل و كشتار ناراضيان حكومت ملاها بست. پس از شروع جنگ قدرت بين رژيم ملاها و فرقه آدمكش مجاهدين خلق، وي از ايران فرار كرده و پا در ركاب رجوي وطن فروش به ادامه جناياتش عليه مردم ايران ادامه داد.

وي در همكاري هاي اطلاعاتي با سازمان استخبارات صدام حسين نقشي اساسي داشته و با صداميان جنايتكار مردم بيگناه ايران را در طول جنگ ايران و عراق به خاك و خون كشيد. به درستي ميتوان گفت كه از نامبرده ملعون ميتوان به عنوان يكي از افسران ارشد سازمان استخبارات عراق ياد كرد.

فردي كه در وطن فروشي و جنايت عليه هموطنانش چيزي كم نگذاشت و دستان پليدش را به خون دهها زن،مرد، پير و جوان ايراني آلوده نمود. خوي فاشيستي و وحشي گري اين سگ تازي به همين حد نيز قناعت ننمود و در اردوگاه كار اجباري اشرف سابق كمر به قلع و قمع معترضان دروني فرقه مجاهدين خلق بست.

نادر رفيعي نژاد يكي از سرشگنجه گران معرف و بيرحم اردوگاه كار اجباري اشرف سابق بود. وي در طول دوران حضور سياهش در اين اردوگاه دهها معترض دروني فرقه را مورد وحشي ترين و غيرانساني ترين شكنجه هاي جسمي و روحي قرار داد.

اين دژخيم پليد دهها تن از كساني را كه حاضر نبودند به استبداد بي حد و مرز رجوي تن در دهند را شخصاٌ اعدام به اصطلاح انقلابي كرده و با دستان پليدش شخصاٌ خون اين جوانان بيگناه ايران را بر زمين ريخت.

نادر رفيعي نژاد اين ديو ملعون، به تعداد زيادي از زنان معترض فرقه، شخصاٌ تجاوز جنسي كرده و غرور و حيثيت آنان را درهم كوبيده است. وي حتي تعدادي از مردان جوان فرقه را نيز تهديد به تجاوز جنسي كرده بود. حال اين عمل شنيع را با مردان معترض فرقه نيز انجام داده يا نداده به گردن خودش!

نميدانم كه چرا ما انسانها وقتي كسي از دنيا ميرود ميخواهيم همه چيز را فراموش كرده و براي فرد فوت كرده دلسوزي كنيم و معمولاٌ اندوهگين ميشويم؟!اينكه كساني در زير لواي شعارهاي اومانيستي پنهان شده و براي مرگ هر كسي دلسوزي كرده را يك انسان مسئول در برابر تاريخ و انسانها هرگزنميتواند قبول كند!

مگر ميتوان براي مرگ هيتلر، چنگيز،صدام و تازياني كه به ناموس و خاك ما تجاوز كردند دلسوزي كرد؟! پس قضاوت تاريخ چه ميشود؟ پس جاي داد و بيداد كجاست؟!

به صراحت ميگويم اين يك طرز تفكر غيرمسئولانه بوده و فرار از واقعيتها ست كه پس از مرگ يك جلاد، مثل نادر رفيعي وحشي نژاد سكوت كرده يا حتي بسا بدتر از اين دلسوزي هم بكنيم، حالا به هر شكلي و با پنهان شدن پشت هر كلمه اي.

به عنوان فردي كه شخصاٌ توسط اين ديو بيرحم، شكنجه جسمي و رواني شده ام و هنوز نيز ياد روزهاي تاريكي كه در اردوگاه كار اجباري اشرف سابق زير شكنجه بودم خواب شبانه ام را پريشان ميكند،هرگز اين جلاد بيرحم را نخواهم بخشيد و برايش آرزوي باقي ماندن نامي ننگ ميكنم.

به عنوان كسي كه خود را مسئول در برابر تاريخ ميهن بزرگم ايران ميدانم تمام تلاش خويش را خواهم كرد كه در صفحات تاريخ معاصر ايران نام نادر رفيعي نژاد به عنوان فردي ياغي، درنده خو، آدمكشي وحشي، فاشيستي بي روح و حيواني پست و فرومايه ثبت گردد.

تنها و تنها مرگ اين فاشيست خونخوار از اين جهت يك انسان مسئول را ميتواند ناراحت كند كه چرا اين فرد پست قبل از مرگش در يك دادگاه صالحه محاكمه نگرديد و به سزاي جنايت بيشمارش نرسيد؟! هرچند كه دادگاه تاريخ معاصر ايران زمين قضاوت خويش را خواهد كرد و نام اين جانيان وطن فروش در صفحات سياه تاريخ اين مرز و بوم ثبت خواهد شد.

نامت در زمره انسانهاي پليد جاويد باد، باشد كه ديگر كساني كه اينك همچنان به حق و حقوق فرزندان ايران بزرگ تجاوز ميكنند عبرت گرفته و تا دير نشده خويشتن را اصلاح نمايند.

محسن عباسلو،كانون آوا

02.12.2009